مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨ - متن خلقت، میزان و مقیاس همه چیز
است که انسان قبلًا بداند که این وزنها با یکدیگر تفاوتی دارد، حسابی در کار است، برابریها و نابرابریهایی در کار است، ولی وقتی که ترازویی در کار نباشد، ابزاری در کار نباشد، از کجا من بتوانم بفهمم که آیا این دو وزنه برابر یکدیگر هستند یا یکی بیشتر است یکی کمتر؟ ولی وقتی که یک ابزار هم وجود دارد، من، هم میدانم حسابی در کار است، هم وسیله دارم برای اینکه این حساب را کشف کنم و به دست بیاورم.
متن خلقت، میزان و مقیاس همه چیز
میزان- همین طور که عرض کردم- یعنی آلت سنجش؛ اسمی است عام. هر آلت سنجشی را «میزان» میگویند، ولی عرف بیشتر یک مصداقش را میشناسد و آن همان ترازو و قپان است، یعنی چیزی که سنگینیها را میسنجد، که در زندگی بشر جزء لوازم و ضروریات است و یکی از آن چیزهایی است که عدالت بدون آن برقرار نمیشود. اگر همین سنجشهای جسمانی نباشد روابط میان افراد بشر به کلّی به هم میخورد. خود همین، یکی از نعمتهای بزرگ الهی است. ولی میزان عالَم تنها ترازویی که قوه ثقل را میسنجد نیست؛ انسان کامل میزان و معیار و آلت سنجش انسانهای دیگر است. فلاسفه، علم منطق را «علم میزان» مینامند یعنی علم آلت سنجش- میگویند- چون با علم منطق میتوان شکل و صورت افکار را سنجید که آیا این افکاری که ما در ذهن خودمان ترتیب میدهیم به شکل و صورت صحیحی ترتیب یافته یا نه. «منطق» مقیاس است، میزان و آلت سنجش [فکر است.] شاغول برای یک بنّا میزان است چون عمودی بودن دیوار را با آن میسنجد. همچنین تراز برای او میزان است چون افقی بودن دیواری را که کشیده با آن میسنجد. ذرع و متر و یاردی که یک بزّاز در دست میگیرد برای او میزان و آلت سنجش است. قانون برای زندگی افراد بشرمیزان است، میزانِ روایی و ناروایی. عدالت- که خودش حقیقتی است که قبل از قانون وجود دارد- باز میزان قانون است. عمل من باید با چه سنجیده شود؟ با قانون. خود قانون با چه سنجیده شود و از کجا که قانون، قانون درستی باشد؟ میزان قانون، عدالت است. میزان عدالت، حق یعنی استحقاق است:
«اعْطاءُ کلِّ ذی حَقٍّ حَقَّهُ» (استحقاقها) که در واقع به نظام هستی مربوط میشود.
پس برای هر چیزی میزان و مقیاس قرار داده شده؛ تا میرسد به آن چیزی که خود