مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٨ - مسأله خدا نژادی
غیرعلمایشان هم از همین امتیاز ظاهری که ما اهل کتاب و اهل تورات هستیم استفاده میکردند که قرآن فرمود: شما همان اندازه اهل تورات هستید که اگر الاغی را از کتاب بار بزنند اهل آن کتاب است. آنها میخواستند از این مقدار انتساب استفادههای دیگری هم بکنند و قرآن کریم ادعاهای دیگری از قول آنان در آیات دیگر نقل فرموده است. از جمله ادعا میکردند:«نَحْنُ أبْناؤُ اللَّهِ وَ أَحِبّاؤُهُ» [١] ما فرزندان خدا هستیم، ما «خدا نژاد» هستیم.
مسأله خدا نژادی
مسأله ابناللّهی (خدا نژادی) یکی از آن معانی و مفاهیمی است که در طول تاریخ زیاد به آن برمیخوریم که قومی بزرگ یا کوچک، برای اینکه یک سلسله امتیازات اجتماعی را به خودشان اختصاص بدهند دعوی خدا نژادی کردهاند. البته دعوی آنها به عقایدی که در بین آن مردم رایج بوده بستگی داشته است. آنها که به ارباب انواع معتقد بودهاند، میگفتهاند نژاد ما به فلان ربّالنوع میرسد. یهودیها چون اساس دین و مذهبشان بر توحید بود و مسأله ربّالنوع برایشان مطرح نبود رسماً میگفتند ما پسران خدا هستیم، حال اعم از آن که برای حرف خود توجیهی میکردند یا نمیکردند؛ اگر توجیه میکردند لااقل در این حد بود که خداوند به ما عنایت مخصوص دارد مانند عنایت یک پدر به پسران خود.
در ایران خود ما هم این ادعای خدا نژادی زیاد دیده شده است. در کتیبههایی که از دورههای خیلی قدیم به دست آمده است، سلاطین آن زمان ادعای خدا نژادی کردهاند. حتی گاهی در بعضی از تعبیراتی که در کتب تاریخ ثبت شده اینطور آمده است: «خدایی از نژاد خدایان».
به هرحال آنها میگفتند ما فرزندان خدا هستیم و دوستان خدا:«نَحْنُ ابْناؤُ اللَّهِ وَ احِبّاؤُهُ».
قرآن در اینجا روی کلمه «اولیاء اللَّه» تکیه کرده است و بر این اساس استدلالی کرده است که ما این استدلال را طرح و درباره آن بحث میکنیم و بسیار هم قابل بحث است و بحث خوبی هم هست.
[١]
. مائده/ ١٨.