مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٦ - دو معنی برای « جبّار »
کم و کسرهایی را که پیدا میشود جبران میکند. این که عمل شکستهبند را «جبر» و خودش را «مجبّر» میگویند برای این است که یک شکستگی که پیدا میشود او میآید آن شکستگی را اصلاح میکند؛ و این که در وضوی جبیره میگویند حکم جبیره این است، یعنی در موردی که مثلًا شکستهبندی بوده و آمدهاند روی محل وضو را بستهاند و حالا انسان میخواهد وضو بگیرد تکلیف جبیره این است. در دعاها به این مضمون خیلی اشاره شده است: «یا جابِرَ الْعَظْمِ الْکسیرِ» [١] یا: «یا جابِرَ کلِ کسیرٍ» که آن، معنی اعمّی دارد: ای خدایی که هر شکستگی را تویی که جبران میکنی. جبران، خودش یک اصلی است در عالم. در عالم طبیعت چنین اصلی وجود دارد؛ یعنی این دنیا دنیای کون و فساد است. از یک طرف عواملی دخالت میکنند، کم و کسریها و نقصهایی به وجود میآورند، پشت سرش میبینیم عوامل دیگری در این دنیا وجود دارند که آن کم و کسریها را اصلاح میکنند، نظیر همانچه ما در بدن خودمان میبینیم. اگر جایی از بدن ما زخم شود پشت سرش این دستگاه شروع میکند به کار کردن و آن نسجهایی را که از بین رفته از نو میسازد، و الّا اگر چنین نبود، کسی در دنیا نمیتوانست زندگی کند؛ یعنی اگر یک زخم کوچک در یک جای بدن انسان پیدا میشد، تا آخر عمر او همراه وی بود، مثل بعضی افراد که برخی بیماریها پیدا میکنند و تا آخر عمر همراهشان است. مثلًا بیماری قند اگر شدید باشد دیر التیام پیدا میکند. حال انسان حساب کند که اگر خدا بدن را اینطور نساخته بود که فوراً جبران کند، چنانچه دستش به اندازه سر سوزن زخم میشد، تا آخر عمر همان زخم به همان حال بود و باز بود و خون میآمد.
خدای متعال جبّار است به معنی اینکه جبران کننده است و این حالت جبرانکنندگی- حال اگر انسان را در نظر بگیریم- در جمیع شؤون زندگی انسان هست. خود قبول توبه مظهر جبّاریت خداوند است. گناه به منزله شکستگی در روح انسان است، به منزله قطعه قطعه شدن و پاره شدن روح انسان است. اگر بنا بود یک چیز همینقدر که شکست برای همیشه شکسته باقی بماند، خیلی کارها زار بود.
ولی همینقدر که انسان به درگاه الهی برود و توبه و استغفار کند خدای متعال به آن لطف خودش، به آن جبّاریتی که دارد اصلاحش میکند، از نو رفویش میکند، مثل
[١]. دعای جوشن کبیر (مفاتیحالجنان)، فقره ٨٠.