مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٢٥ - مسأله علم غیب
غیب را نمیداند. من غیبی نمیدانم؛ یک جای دیگر میبینیم در کمال صراحت از زبان یک پیغمبر مثلًا حضرت مسیح نقل میکند که به مردم میگفت: وَ انَبِّئُکمْ بِما تَأْکلونَ وَ ما تَدَّخِرونَ فی بُیوتِکمْ [١] من به شما خبر میدهم که شما در خانههای خودتان چه میخورید، چه چیز ذخیره میکنید؛ هرچه بخواهید من به شما میگویم. ایندو با همدیگر چگونه سازگار است؟
حال آیاتی که میخوانیم تفسیرکننده ایندو است؛ یعنی وقتی ما آن دو قسم آیات را در مقابل یکدیگر بگذاریم آیهای که در اینجا هست آنها را تفسیر میکند که مقصود و منظور در همه اینها چیست.
اینکه میگویند استناد به یک آیه قرآن بدون توجه به سایر آیات قرآن جایز نیست برای این است که قرآن بعضی از آن بعضی دیگر را تفسیر میکند، یعنی قرآن را در کلّش باید مطالعه کرد نه در یک جزء. مطالعه کردن قرآن در یک جزء، یعنی در یک یا چند آیه جداگانه، سبب گمراهی انسان میشود. تمام آیات قرآن به یکدیگر وابسته و پیوسته است. کسی حق دارد آیات قرآن را تفسیر کند که بر همه آیات قرآن به نوعی احاطه داشته باشد، آیات را مجزا نکند و نبُرد و بعد، از همینجا برداشتهایی برای خودش بکند و بگوید آنچه که من میگویم از قرآن است. این جور نیست؛ قرآن را در مجموع و در کلش باید مطالعه کرد.
میفرماید: قُلْ انْ ادْری اقَریبٌ ما توعَدونَ امْ یجْعَلُ لَهُ رَبّی امَداً. از یک طرف به حکم وحی خبر میدهد که اینها به چشم خودشان خواهند دید آنچه را که به آنها وعده داده شده است؛ ولی بعد میفرماید اما اگر از من بپرسید کی؟ دور یا نزدیک؟
من نمیدانم. آیا نزدیک است آنچه که شما وعده داده شدهاید یا خدا برای آن مدتی قرار خواهد داد؟ من نمیدانم.«عالِمُ الْغَیبِ» تنها اوست که غیب را میداند. اما فَلا یظْهِرُ عَلی غَیبِهِ احَداً او بر غیب خود احدی را آگاه نمیکند الّا مَنِ ارْتَضی مِنْ رَسولٍ مگر آنکه پیامبری را مورد رضا و ارتضا و پسند خود قرار بدهد (مگر پیامبر پسندیدهای) که او را بر غیب خود آگاه میکند.
ببینید! اینهمه از خود نفی کردن: بگو من مالک هیچ سودی نیستم، یعنی اگر این من را میبینید، هیچ است، نه مالک زیانی هستم و نه مالک سودی؛ اگر از من
[١]. آلعمران/ ٤٩.