مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٢٧ - کلام علی علیه السلام
از ناحیه پیغمبر داریم، پیغمبر هم از ناحیه خدا دارد. این که علم غیب نیست؛ علم غیب علم پنهان است. پنهان را خدا میداند. ما که مستقیماً از پنهانها آگاه نیستیم، پیغمبر هم مستقیماً از پنهانها آگاه نیست، از ناحیه خدا آگاه است. وقتی که او از ناحیه خدا آگاه است او به ما (اوصیای خودش، ائمه) گفته است. اگر کسی بگوید ائمه بدون وساطت پیغمبر و بدون وساطت خدا از غیب آگاهند این شرک و کفر است.
اینجاست که این مسأله کاملًا از نظر خود قرآن روشن میشود. عرض کردم قرآن را در جزء نباید مطالعه کرد.
شبهه وهّابیها و پاسخ آن
عدهای- که تمایل وهّابیگری دارند- به همین دو سه آیه قرآن که [دانستن] غیب را نفی میکند میچسبند و میگویند: قرآن میگوید غیب را غیر از خدا کسی نمیداند، پس این حرفها چیست که شما به پیغمبر و امامها نسبت میدهید؟ خود پیغمبر این سخن را گفته است. بعلاوه قرآن العیاذ باللَّه تناقض که ندارد. یک نویسنده عادی- العیاذ باللَّه اگر بخواهیم مقایسه کنیم- امکان ندارد که از اول تا آخر کتابش به این صراحت حرف خلاف بگوید؛ از یک طرف بگوید که غیب را کسی نمیداند، صفحه بعدش بگوید عیسی بن مریم از غیب خبر میداد.
[جواب این است که] اگر این آیه هم نبود باز ما میدانستیم مقصود چیست.
این آیه تصریح میکند یعنی بیان و روشن میکند که «کسی غیب را نمیداند» یعنی از خود نمیداند؛ هر کس ادعا کند که غیب را از خود میداند او کذّاب است؛ و غیبِ خدا را میداند، اما کسی که خدا به او تعلیم کرده است. مگر خدا در قرآن گفته غیب را غیر از خدا نمیداند و خدا غیب را به احدی تعلیم نمیکند؟ بلکه عکسش را گفته است که خداوند غیب خود را به افرادی اطلاع میدهد و افرادی را به آن غیب آگاه میکند. این است که فرمود: عالِمُ الْغَیبِ فَلا یظْهِرُ عَلی غَیبِهِ احَداً. الّا مَنِ ارْتَضی مِنْ رَسولٍ.
کلام علی علیه السلام
روایت دیگری است که در نهجالبلاغه نیز هست. امیرالمؤمنین علی علیه السلام به شخصی