مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٢٣ - اثر درک توحید
باور ندارند، تکیهشان روی همان مسائل ظاهری است که تو اگر پیغمبر هستی پس کو جمعیتت؟ کو گروهت؟ کو مردمی که پشت سر تو باید باشند؟ سوره مکی است؛ یعنی این آیات در وقتی نازل شده که پیغمبر اکرم در مکه بودند و هنوز عده کمی از مسلمین به پیغمبر پیوسته بودند؛ اینها هم که چشمشان ظاهر را میدید و این وعده و وعیدها را باور نمیکردند. قرآن مکرر، هم برای دنیا و هم برای آخرت، وعدهها میداد و مخصوص به آخرت نبود، برای دنیا هم وعده میداد که اسلام چنین و چنان میشود. آنها میگفتند کو تا این حرفها؟ مگر این جور چیزها باوری است؟! قرآن میگوید: بگذار این حرفها را بگویند تا آن زمانی که به چشم خودشان ببینند که این وعدهها راست است، آنوقت خواهند دانست که چه کسی یارانش ضعیفتر است و عددش کمتر.
این آیه ممکن است اشاره به وضع آینده خود اسلام در مدینه باشد- که ظاهرش همان است- و حتی ممکن است که اشاره به وضع قیامت باشد. ولی بیشتر قرائن نشان میدهد که اشاره به همان وضع دنیاست. باور نمیکنند که اسلام پیشرفت میکند، از میان مردمْ ناصر و یاور پیدا میکند و عِده و عُدّه پیدا میکند، بنابراین میآیند تو را مسخره میکنند، میگویند این حرفها یعنی چه؟! بگویند، تا وقتی که به چشم خود ببینند و به چشم خودشان در همین دنیا خواهند دید. از این آیات، موضوعِ خیلی خوب و مهمی روشن میشود.
اثر درک توحید
میگویند بعضی از شعرها سهل و ممتنع است، یعنی در نهایت سهولت است، در عین حال نمیشود مثلش را گفت. راجع به اشعار سعدی یکچنین تعبیری میکنند، میگویند شعر سعدی برخلاف شعرهای خیلی شعرای دیگر از قبیل سنایی، خاقانی و نظامی بسیار روان و ساده است؛ انسان وقتی که شعر سعدی را میخواند خیال میکند شخصی همینجور عادی دارد با او حرف میزند، و خیال میکند این که چیزی نیست و خیلی سهل است؛ ولی وقتی میخواهد مثلش را بگوید آنوقت میبیند نمیتواند. مثلًا سعدی میگوید:
تا مرد سخن نگفته باشد | عیب و هنرش نهفته باشد | |