مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٢١ - توحید در عبادت
شریک، بلکه چنین نیستم که مثلًا بت بپرستم؛ پرستش یک نوع که ندارد) یعنی آیا شما میخواهید مرا در مقابل خدا قرار بدهید؟! من اختیار هیچ چیز را برای شما ندارم. من از آن جهت که من هستم نه میتوانم به اندازه بال پشهای به شما زیان برسانم و نه میتوانم به اندازه بال مگسی به شما خیر برسانم (قُلْ انّی لا امْلِک لَکمْ ضَرّاً و لا رَشَداً) من کی هستم؟! من یک بنده ذلیل، عاجز و ناتوان هستم.
ببینید! معلوم است و از آیه بعد که میخوانیم بیشتر [معلوم میشود؛] آنجا که میخواهد پیغمبر در مقابل خدا به صورت یک قطب قرار داده بشود، [مثلًا آنجا که به او میگویند:] تو به دلیل اینکه نیرومندی، در دستگاه خدا میتوانی یک کارهایی بکنی، زور ما بر خدا نمیچربد اما زور تو میچربد، مقام عبودیت پیغمبر را ذکر میکند: قُلْ انّی لَنْ یجیرَنی مِنَ اللَّهِ احَدٌ وَ لَنْ اجِدَ مِنْ دونِهِ مُلْتَحَداً (این آیه دو آیه پیش را خوب تفسیر میکند) خیال کردهاید من در مقابل خدا کسی و چیزی هستم که بگویم البته شما مردم انسانهای عادی و ضعیفی هستید، شما هستید که اگر کار خلافی مرتکب بشوید خدا شما را عذاب میکند ولی من، کسی جرئت دارد به من نزدیک بشود؟! خدا خودش هم- العیاذ باللَّه- از من حساب میبرد! قُلْ انّی لَنْ یجیرَنی مِنَ اللَّهِ احَدٌ بگو احدی نمیتواند به من در مقابل خدا پناه بدهد؛ یعنی اگر ذرهای از راه عبودیت خارج بشوم احدی نیست که به من پناه بدهد.
معلوم میشود این آیات همواره متوجه این جهت است که یک وقت به پیغمبر به چشم یک قطب- ولو کوچکتر- در مقابل خدا نگاه نکنید. وَ لَنْ اجِدَ مِنْ دونِهِ مُلْتَحَداً اگر من که پیغمبرم مورد خشم او قرار بگیرم مفرّی و پناهگاهی هرگز پیدا نمیکنم. مُلتَحَد از همان ماده لَحَد و لَحْد است. کلمه لَحْد و لَحَد به معنی جای پنهان کردن است. لَحَد را هم از آن جهت لَحَد میگویند که در داخل قبر، در وسط یا در یک کنار، آن قسمتِ رو به قبلهاش، جایی را میکنند و بدن میت را در آنجا میگذارند، بعد رویش را میپوشند و در آنجا مخفی میکنند. ملتحَد یعنی مخفیگاه، پنهانگاه. آیا در مقابل خدا- العیاذ باللَّه- کسی پیدا میشود به من پناه بدهد؟ آیا من میتوانم در مقابل او ملتحَد و پناهگاه و فرارگاهی داشته باشم؟
الّا بَلاغاً مِنَ اللَّهِ وَ رِسالاتِهِ شأنی ندارم جز بلاغ از ناحیه خدا؛ رسولی، فرستادهای، پیامآوری برای بشر هستم؛ از ناحیه حق پیامی، خبرهایی درباره معرفی ذات حق، صفات او، شؤون او، اسماء او دارم؛ آنها را باید ابلاغ کنم، رسالات