مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٥٠ - سرنوشت قوم ثمود و عاد و
سرنوشتی پیدا کردند! وَ ما ادْریک مَا الْحاقَّةُ از این چیستها چیزی به دست شما نمیآید چون او مافوق این چیستیهاست؛ اما شما به این مطلب توجه کنید که چگونه اقوامی در اثر تکذیب این حقیقت به سرنوشتهای شومی گرفتار شدند، یعنی هر قومی که این حقیقت را انکار کند سرنوشتهای شومی خواهد داشت. سرنوشت انسان در نهایت امر بستگی به قبول این حقیقت و ایمان به این حقیقت و تسلیم در برابر این حقیقت دارد. این حقیقت همان حقیقتی است که ایمان به آن سرنوشت انسان است. بعد که میفرماید: وَ ما ادْریک مَا الْحاقَّةُ، میفرماید: کذَّبَتْ ثَمودُ وَ عادٌ بِالْقارِعَةِ. معنایش این است که این حاقّه و این حقیقت همان است که ایمان به او سرنوشت انسان است یعنی سرنوشت انسان بستگی دارد به اینکه به آن ایمان داشته باشد یا ایمان نداشته باشد.
سرنوشت قوم ثمود و عاد و ...
بعد قرآن مطلبی را نه به صورت نقل حکایت [ذکر میکند.] گاهی قرآن قصص را که ذکر میکند کمی به تفصیل ذکر میکند مانند اینکه میخواهد قصه را بیان کرده باشد و گاهی به یک قصه اشارهای میکند فقط برای آنکه انذاری شده باشد و تنبّه و تذکری پیدا بشود. داستان ثمود و عاد و قوم فرعون و مؤتفکات را به طور اشاره ذکر میکند و رد میشود (بعد توضیحی در این جهت عرض میکنیم) آنگاه میفرماید:
فَامّا ثَمودُ فَاهْلِکوا بِالطّاغِیةِ این حاقّه که نام دیگرش قارعه (کوبنده) است، این اقوام او را تکذیب کردند. ثمود به وسیله یک طاغیه هلاک شد. طاغیه یعنی یک حقیقت سرکش، یک بلای سرکش تسخیرناپذیر. بدون اینکه قرآن اشاره کند آن بلای سرکش تسخیرناپذیر چیست، همینقدر اشاره میکند و رد میشود.
بعضی از مفسرین احتمال دادهاند- ولی دیگران رد کردهاند و بحق هم رد کردهاند- که مقصود از طاغیه در اینجا خود طغیان است؛ مقصود این است که آنها به سبب طغیانشان هلاک شدند. البته این نظر فیحد ذاته میتواند درست باشد ولی به چند دلیل درست نیست که دو دلیلش را مفسرین ذکر کردهاند، یکی هم علاوه من عرض میکنم. یکی اینکه به قرینه آیه بعد که «وَ امّا عادٌ فَاهْلِکوا بِریحٍ صَرْصَرٍ عاتِیةٍ» قهراً بالطاغیه هم باید ردیف آن باشد یعنی باید عذابی باشد که موجب هلاکت آن قوم آن عذاب باشد نه عمل آنها. دیگر اینکه اگر مقصود از طاغیه طغیان خود آنها