مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٠٧ - داستان باغداران
حال داستان آنها چیست؟
داستان آنها را قرآن کریم- همینطور که سبک و دأبش است- طوری نقل میکند که نه از کسی اسم میبرد، نه تاریخ ذکر میکند و نه خصوصیات را، آن اصل مطلب را ذکر میکند، ولی بعد در روایات توضیحی برای این مطلب آمده است.
قرآن همینقدر [به مطلب] اشاره میکند، ولی به کمک آنچه در روایات آمده است مفاد آیات روشنتر میشود.
داستان باغداران
مردی بوده است اهل خیر و باغدار و فرزندانی داشته است. (در این جهت تفاسیر اختلاف کردهاند که در همین دوره اوایل اسلام بوده است یا اساساً مربوط به امم گذشته است.) این مرد، همچنان که دأب و سنّت اهل خیر است، کار میکرده، زحمت میکشیده و محصولی به دست میآورده است و همیشه فقرا را در این محصول شریک میکرده است، که در قرآن کریم است: وَ الَّذینَ فی أمْوالِهِمْ حَقٌّ مَعْلومٌ. لِلسّائِلِ وَ الْمَحْرومِ [١]. این آیه در دو جای قرآن است، در یک جا کلمه «معلوم» را دارد، در جای دیگر ندارد: وَ فی أمْوالِهِم حَقٌّ لِلسّائِل وَ الْمَحْرومِ [٢]. سائلان یعنی فقرایی که خودشان اظهار فقر میکنند، محرومان یعنی کسانی که اظهار فقر نمیکنند ولی فقیر هستند. قرآن در اوصاف متقین میفرماید: آنها که مسکینان و محرومان و سائلان حقی در مال آنها دارند. نمیفرماید: از مال خودشان به آنها میدهند، میگوید: آنها حقی در مال اینها دارند. در روایات وارد شده است که آیا مقصود همان زکات و وجوهِ واجب است؟ تصریح شده که خیر، آن حسابش علیحدّه است، چون آن مقداری که زکات تعلق میگیرد مال آنها نیست. در وجوه دیگر مانند خمس هم همینطور است (البته در این جهت اختلافنظر است، ولی در معنا میشود گفت مال آنها نیست.) میفرماید: کسانی که در همان چیزی که ملک طلق و مال خالص شرعی آنها حساب میشود، حقی برای سائلان و محرومان است.
آن مرد اهل خیر هم اینچنین مردی بود و قهراً سائلان و محرومان او را شناخته
[١]. معارج/ ٢٤ و ٢٥.[٢]. ذاریات/ ١٩.