مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٧٩ - اجر و پاداش بی نهایت
کسی از مقیاس اکثریت خارج است به دلیل اینکه از این مقیاس پایینتر است، و یک وقت کسی از مقیاس اکثریت خارج است به دلیل اینکه از این مقیاس بالاتر است. ما انْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّک بِمَجْنونٍ. اگر «ب» باء سببیه باشد، یعنی به موجب این انعام پروردگارت؛ و اگر «ب» باء معیت و مصاحبه باشد (که این شاید بهتر است) یعنی تو با این نعمتی که همراهت هست و با این موهبت نبوتی که همراه تو هست، آیا تو دیوانهای؟!
وَ انَّ لَک لَاجْراً غَیرَ مَمْنونٍ. میدانیم که «نُزِلَ الْقُرْآنُ عَلی نَحْوِ ایاک اعْنی وَاسْمَعی یا جارَةُ». تعبیر «ایاک اعنی واسمعی یا جارة» مثلی است در زبان عربی که نظیر آن در فارسی «به در بگو تا دیوار بشنود» است. قصه آن مثل در زبان عربی این است که میگویند زنی همسایهای داشت (شاید مثل این موجرها و مستأجرهای فعلی تهران که گاهی یک ناراحتی میان آنها وجود دارد)، میخواست به او یک حرفی زده باشد، یک کس دیگر را مخاطب قرار داده بود، به او حرفهایی میزد که با آن همسایه تطبیق کند. او درست نمیفهمید. همین که حرفهایش را زد، گفت: «ایاک اعنی واسمعی یا جارة» گوش کن، با تو سخن میگویم، اگر به او میگویم مقصودم تو هستی.
در حدیث است که قرآن نازل شده است به «ایاک اعنی و اسمعی یا جارة» یعنی در بسیاری از موارد، مخاطب پیغمبر است ولی مقصود و منظور و آن کسی که باید گوش کند پیغمبر نیست. کأ نّه به مردم میگوید ای مردم شما گوش کنید؛ به او داریم میگوییم ولی او خودش که در کار خودش تردید ندارد اما شما بدانید. پس در واقع اینطور است: او به موجب نعمت پروردگارش (یا او با اینهمه لطف و عنایت پروردگارش) دیوانه نیست. وَ انَّ لَک لَأجْراً غَیرَ مَمْنونٍ. از آنجا که آدم دیوانه کارش عبث و بیهوده و بیپاداش است، میفرماید: مطمئن باش، برای تو (و در واقع مخاطبْ آنها هستند: مطمئن باشید، برای او) اجر و پاداش بینهایت است (غیرممنون یعنی غیرمحصور).
اجر و پاداش بی نهایت
این خودش بهطور کلی یک حسابی است که چطور میشود اجر و پاداشی بینهایت باشد و یا اجر و پاداشی محدود باشد. انسان گاهی یک عمل فردی انجام میدهد،