مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٧٨ - نوشتن، منشأ تمدن معنوی و صنعتی بشر
نوشتن، منشأ تمدن معنوی و صنعتی بشر
تمام ذخایر معنوی و فنّی یعنی تمدن معنوی و تمدن صنعتی که بشر دارد، محصول تدریجی قرنها و هزارها سال تاریخ است که دوره به دوره به دست بشر رسیده و منتقل شده تا به این حد رسیده است. اگر آثار هر دورهای به وسیله تعلیم و تعلّم (عَلَّمَ الْانْسانَ ما لَمْ یعْلَمْ) و به وسیله نوشتن از نسلی به نسل دیگر منتقل نمیشد، اگر نوشتن نمیبود و فقط تعلیم و تعلّم میبود، از این آثاری که امروز هست یک صدهزارم هم باقی نبود. مگر میشود آثاری را که هست از بر بیایند به نسل دیگر بیاموزند و نسل دیگر همه اینها را حفظ کند. غنای دنیای امروز یکی به کتابخانههایی است که وجود دارد (یعنی پشتوانه مدرسهها که نسلی به نسل دیگر میآموزد، کتابخانههاست؛ اگر کتابخانهای نباشد مدرسهای نمیتواند باشد) و دیگر به آثار صنعتی است که باقی مانده است.
پس این است که انسان آنچه را که دارد- حال اگر صددرصد نگوییم، قطعاً نود درصد آنچه را که دارد- در اثر نوشتن دارد، و الّا حفظکردنها که نمیتوانند یک شئ را آنچنان که هست نگه دارند.
به احترام قلم سوگند و به احترام نوشتن سوگند، که درواقع یعنی به احترام علم سوگند، چون اینها وسیله نگهداشتن علم هستند. به احترام علم سوگند که تو به لطف پروردگارت و به موجب نعمتهای عظیم پروردگارت دیوانه نیستی. این معنایش «قضایا قیاساتها معها» است؛ یعنی تو که منشأ و منبع علم و قلم هستی، تو هستی که نهضت قلم و علم را به وجود خواهی آورد (که آیات بعد هم روشن خواهد کرد)، تو به موجب این نعمت پروردگارت [دیوانه نیستی.] اینکه مقصود از این نعمت کدام نعمت است، بعضی گفتهاند نعمتِ آن فهم و درک و عقل فراوانی که الآن در تو وجود دارد، اخلاق عظیمهای که داری، و نبوتی که در تو هست؛ این سومی را ترجیح دادهاند. مجنون یعنی کسی که مادون عقل عاقلهاست، تو مافوق عقل عاقلها هستی، یعنی آنچه را عاقلها دارند داری و یک چیزی خیلی بالاتر از حد عقل عاقلها. اگر تو با مقیاسهای اینها جور درنمیآیی، به دلیل این است که تو بالاتر از حد اینها هستی.
اغلب، نوابغ دنیا را به نوعی جنون و انحراف متهم میکنند، چرا؟ برای اینکه مردم، حتی بیغرضها، یک مقیاس در دست دارند و آن همان اکثریت مردم است، هر که از مقیاس اکثریت خارج بود، او را یک آدم غیرطبیعی میدانند. ولی یک وقت