مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣ - اهمیت دو نعمت بیان و قلم
کردن مکنونات ما فیالضمیر خود را آموخت، بعضی مفسرین گفتهاند مقصود این است که لغات را خدا وضع کرده است یعنی مشکل انسان فقط این بوده که میبایست لغت برایش وضع میشد، خدا قبلًا آمده به وسیله انبیاء لغات را وضع کرده است. مثلًا لغت عربی، لغت عبری، لغت فارسی، لغت ترکی را به وسیله پیغمبران وضع کرده و در اختیار انسانها قرار داده است؛ این معنی «عَلَّمَهُ الْبَیان» است، یعنی خدا واضع لغات است. (بعد نظریهای هم در علم لغتشناسی در قدیم پیدا شده بود که اصلًا واضع لغت خداست به دلیل عَلَّمَهُ الْبَیانَ.) البته این نظر را بعضی گفتهاند ولی نه بعضی که قابل اعتنا باشند.
دیگران گفتهاند اولًا معنی «عَلَّمَهُ الْبَیانَ» «عَلَّمَهُ اللُّغَةَ» نیست. صحبت در لغت نیست. اگر سخن از لغت میبود باز یک حرفی بود. صحبت از سخن گفتن و بیان کردن و استعدادِ بیان کردن مکنونات خود است. این همان استعدادی است که انسان در ادراک کلیات دارد. پس «خدا به انسان بیان را تعلیم کرده» یعنی در فطرت انسان آن استعداد را نهاده است که بعد منشأ میشود برای بیان کردن.
این دو نعمت در این دو سوره ذکر شده است، یعنی نعمت بیان که در سوره رحمن آمده و نعمت قلم که در سوره علق آمده، و دیدیم این هر دو سوره خیلی به یکدیگر نزدیکند. در مجموع [در این دو سوره] با تفاوتهایی در پس و پیش بودن و برخی نکات دیگر، سخن از خلقت انسان و از تعلیم انسان بهطور عموم است و سخن از تعلیم بیان است در سوره رحمن و از تعلیم قلم است در سوره علق. در سوره علق اهمیت مطلب از این جهت است که اولین سورهای است که بر پیغمبر نازل شده یعنی دیباچه قرآن است که ببینیم قرآن در اولین آیاتی که بر قلب پیغمبر نازل میکند چه مطالبی را طرح میکند. خلقت را طرح کرده، تعلیم را طرح کرده، قلم را طرح کرده. در سوره رحمن [اهمیت مطلب] ازجهت دیگر [است و آن این] که تمام سوره در مقام ذکر نعمتهاست، [ببینیم] از چه نعمتی شروع کرده است. باز اینجا میبینیم صحبت تعلیم و خلقت و بیان است.
اهمیت دو نعمت بیان و قلم
این «بیان» و «قلم» دو چیزی است که اگر انسان در اینها دقت نکند شاید مثلًا بگوید خدا به انسان فرش داده، خدا به انسان نعمت بیان هم داده است؛ خدا به انسان نعمت