مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٥ - مسأله ولاء کفار ( پیوند و دوستی با کافران )
نامهای دارد، آن را از او بگیرید. امیرالمؤمنین و زبیر و مقداد رفتند و از او مطالبه نامه کردند. انکار کرد، گفت نامهای همراه من نیست. تفتیشش کردند؛ هر چه اثاثش را گشتند پیدا نکردند. بعد زبیر گفت پس برگردیم، معلوم میشود نیست. امیرالمؤمنین فرمود چنین چیزی محال است و اگر نبود پیغمبر نمیگفت، حتماً هست. بعد به این زن گفت که من میدانم نامهای هست، باید نامه را بدهی و الّا سرت را نزد پیغمبر میبرم. شمشیرش را کشید. زن گفت پس دور بروید؛ بعد از لای موهایش نامه درآمد. نامه را آوردند دادند خدمت پیغمبر اکرم، دیدند در آن نامه نوشته است که پیغمبر قصد فتح مکه را دارد.
بدیهی است که این کارِ خیلی خطایی بود. حضرت رسول حاطب را خواست، فرمود این چه کاری بود که کردی؟ قسم خورد که یا رسولاللَّه من بر ایمان خودم هستم. اصل قضیه این است: من بر خلاف خیلی افراد دیگر که نزد قریش عزتی دارند و در نبودن آنها زن و بچهشان را اذیت و آزار نمیکنند [چنین نیستم؛] پیش خودم گفتم که شاید این مقدار سبب شود که وضع زن و بچه من بهتر شود. خلاصه اگر گناهی هم بوده من از ایمانم برنگشتم، نخواستم واقعاً خیانتی کرده باشم، مرا ببخشید. پیغمبر هم زود بخشید و قبول کرد که او قصد خیانت بزرگی نداشته یعنی یک غیر مسلمانی نیست که بخواهد واقعاً خیانتی کرده باشد، فقط میخواسته به خیال خودش از این راه به خانوادهاش خدمتی کرده باشد. عمر گفت: یا رسولَاللَّه این مرتد شده، اجازه بدهید الآن من این را بکشم. پیغمبر فرمود: نه [١].
مسأله ولاء کفار ( پیوند و دوستی با کافران )
مطلب دیگر: یکی از مسائل بسیار اساسی که فرق اسلام را با سایر ادیان و بالخصوص مسیحیت بلکه با جمیع ادیان روشن میکند همین مسأله است: از نظر مسیحیها [ایمان یک امر قلبی است و ...] که میبینید همین تبلیغ را در همه جا کردهاند و حتی بسیاری از مسلمین هم گاهی همین حرفها را میزنند بدون اینکه توجه داشته باشند که اینها اصلًا با اسلام جور در نمیآید. میگویند ایمان فقط یک امر قلبی است، مربوط است به رابطه انسان با خدا، غیر از این چیزی نیست، به
[١]. [شأن نزول این سوره همراه با این قضیه در مجمعالبیان جلد ٥ صفحه ٢٦٩ و ٢٧٠ آمده است.]