مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٨ - خدا نقش دهنده است
العارف ریاضةٌ ما لهممه وقوی نفسه ... وتکبر علی کل شئ غیر الحق» [١] بیاعتنا بودن به هر چیز غیر از خدا. این تکبّر معنایش این است که [شخص] هیچ موجودی را به جای خدا نمینشاند یعنی او را معبود قرار نمیدهد ولو به همان عبادت کوچک، ولو مورد توجه قرار دادن؛ یعنی هیچ موجودی غیر از خدا شایسته این که من او را هدف، قبله و مقصد قرار بدهم نیست. «سُبْحانَ اللَّهِ عَمّا یشْرِکونَ» منزّه است ذات پروردگار از این شرکهایی که میورزند. تکبّر ورزیدن یک بنده در مقابل خدا نوعی شرک ورزیدن، خود را شریک خدا قرار دادن و جامه خدا را به تن کردن است.
صفات فعل خدا «
هُوَ اللَّهُ الْخالِقُ الْبارِئُ الْمُصَوِّرُ» اوست اللَّه. این هر سه آیه با «هُوَ اللَّهُ» شروع شد، منتها در آن دو آیه (هُوَ اللَّهُ الَّذی لا الهَ الّا هُوَ ...) مسأله عبودیت هم مطرح بود آنجا که در واقع صفات ذاتی بیان میشد؛ این آیه باز با «هُوَ اللَّهُ» شروع میشود ولی بعد «لا الهَ الّا هُوَ» ندارد چون اینجا وارد صفات فعل میشود. [آنجا داشت:] «الْمَلِک الْقُدّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیمِنُ الْعَزیزُ الْجَبّارُ»، اینجا [دارد:] «هُوَ اللَّهُ الْخالِقُ» اوست خدای آفریننده اندازهگیر، آفریننده به تقدیر، چون بعضی گفتهاند اصلًا «خلق» یعنی تقدیر و اندازهگیری، یا آفریدنِ با تقدیر و اندازهگیری. «الْبارِئُ». بارئ یعنی موجِد، ایجاد کننده. پس او ذات اندازهگیرنده و ایجاد کننده [است] یعنی در امور عالم که خدای متعال آفریده است اگر مثلًا از فلان ماده اینقدر و از فلان ماده دیگر اینقدر دیگر است، حساب شده است. در مرکبات، در یک گُل، در یک حیوان، در یک انسان [این گونه است.] اگر مثلًا انسان پاهایش اینقدر است و دستهایش اینقدر، انگشتهایش یکی بلندتر است یکی کوتاهتر، یکی ضخیمتر است یکی باریکتر، اینها همه کارهای حساب شده و اندازهگرفته است. و بارئ و موجِد، خود اوست؛ اوست ایجاد کننده؛ علت ایجادی اوست.
خدا نقش دهنده است «
الْمُصَوِّرُ» صورتبخش، نقشبخش. اگر یکدفعه بیایند عالم را خراب کنند و به
[١]. شرح اشارات، نمط نهم، فصل سوم.