هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٨٦١ - زندگى امام هادى عليه السلام
پاك و آبش گوار است و بيمارىاش كم». [١]
متوكّل عبّاسى كه مراتب بُغض و كينه ورزى وى در حقّ اهل بيت عليهم السلام و پيروانشان بر كسى پوشيده نيست، با اين تصميم در حقيقت مىخواست بزرگ ترين و نيرومندترين مخالفانش را در نزديكى خويش جاى دهد، تا او را راحتتر تحت نظر بگيرد و هر گاه كه خود خواست به زندگى او خاتمه بخشد.
امّا آنحضرت به اذن خداوند تدبيرى انديشيد و تصميم گرفت تا عمق هيأت حاكمه نفوذ كند و نزديك ترين ياران خليفه را زير نفوذ خويش در آورد و چنين نيز كرد. تا آنجا كه مادر متوكّل براى امام عليه السلام نذر مىكند. شايد اينگونه روايات گوشهاى از ابعاد تأثير امام هادى را در كاخ حكومتى بيان كند:
١- «متوكّل در اثر دُملى كه روى بدن وى پديد آمده بود، در بستر مرگ بود.
بيمارى او چنان بود كه هيچ كس جرأت به خود نمىداد، براى جراحى كاردى تيز به بدن او رساند. از اين رو مادرش نذر كرد كه اگر متوكّل از اين بيمارى بهبود يابد مقدار فراوانى از مال خويش را به امام هادى بدهد».
فتح بن خاقان به متوكّل پيشنهاد كرد كه اگر كسى را به نزد امام عليه السلام بفرستى و از او (راه چاره اين بيمارى را) بخواهى شايد او دارويى بشناسد كه با استفاده از آن، بهبود يابى. متوكّل گفت: كسى را نزد او بفرستيد. فرستاده رفت و بازگشت و پيغام آورد «پشكل» گوسفند را كه زير پا ماليده شده گرفته با گُلاب بخيسانيد و بر محلّ دُمل بگذاريد كه به اذن خدا سود بخش است.
برخى از كسانى كه در محضر متوكّل حاضر بودند، از شنيدن اين سخن به خنده افتادند امّا فتح بن خاقان به آنها گفت: چه زيان دارد كه سخن او را نيز تجربه كنيم؟ به خدا سوگند من اميداورم با آنچه او گفته بهبود خليفه حاصل
[١] - بحارالانوار، ج ٥٠، ص ١٣٠.