هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٨٥٩ - زندگى امام هادى عليه السلام
چنين مىنمايد كه متوكّل همسر خويش را در پى تحقيق از كسانى كه اين نامهها را براى او فرستاده بودند، روانه كرد. از نحوه دعوت امام چنين بر مىآيد كه متوكّل از ناحيه آنحضرت بشدّت احساس نگرانى مىكرده زيرا با فرستادن گروهى بطور مخفيانه، چنان كه گذشت، در صدد تحقيق و تفحُص از اين امر بوده است.
متوكّل طى يك نامه ملاطفت آميز به امام هادى عليه السلام آنحضرت را به سوى خود فرا خواند. در اين نامه چنين آمده بود:
اميرالمؤمنين چنين ديد كه عبد اللَّه بن محمّد را به خاطر نا ديده انگاشتن حق شما و كوچك شمردن منزلت و شأن شما و نيز نسبت دادن برخى از مسائل به شما از مسئوليّت جنگ و نماز در مدينه از منصب و مقام بر كنار دارد. زيرا اميرالمؤمنين بى گناهى شما را در آن مسائل بخوبى مىداند و از صدق نيت و نيكو كارى و گفتار شما با خبر است و مىداند كه شما در صدد گرفتن كار خلافت نيستيد. [١]
عبد اللَّه بن محمد، قبلًا نامهاى به متوكّل نگاشته و امام را متهم ساخته بود كه قصد دارد بر ضدّ خليفه دست به قيام و شورش زند. امام عليه السلام نيز نامهاى به متوكّل نوشت و ساحت خود را از اين اتهام مبرّا كرد. متوكّل در ادامه نامه فوق چنين مىنويسد:
اميرالمؤمنين به جاى عبداللَّه بن محمّد، محمّد بن فضل را والى مدينه مقرر كرده است و به او فرموده است كه تو را مورد احترام و تجليل قرار دهد و به فرمان و نظر تو گوش سپارد تا بدين ترتيب به خداى و اميرالمؤمنين تقرّب جويد.
[١] - بحارالانوار، ج ٥٠، ٣٠١.