هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٤٥٥ - رهبرى و رهبران الهى
پايان پذيرد؟».
كتابهاى تاريخ از ذكر كرامات امام سجّاد عليه السلام فراوان است [١] و اين البته شگفت نيست.
زيرا امامى با اين صفات، شايسته برخوردارى از فضل و كرامات الهى است. آيا مگر خداوند بندگان صالح خويش را با اجابت دعاهايشان مورد تكريم قرار نمىدهد؟ كه خود فرموده است:
وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ [٢].
«و پروردگارتان فرمود: مرا بخوانيد تا شما را اجابت كنم.»
پس چگونه مىشود كه خداوند دعاى كسى را كه در عشق به او ذوب شده تا آنجا كه از شدّت عبادت، بيم مرگش مىرود، اجابت نكند؟
اجازه دهيد با هم روايت زير را بخوانيم و سپس آن را با داستانهايى كه قرآن در باره بندگان صالح خداوند نقل كرده است به مقايسه بگذاريم، تا در يابيم كه هر دو، در واقع دو رودخانهاند كه از يك جا سر چشمه مى گيرند.
ابراهيم ادهم روايت كرده كه: من با قافله در صحرا مىرفتم كارى پيش آمد و از قافله جدا گشتم. پس ناگهان با كودكى كه در حال راه رفتن بود برخورد كردم. گفتم: سبحان اللَّه! صحرايى بى آب و علف و كودكى كه در آن راه مىرود؟! پس به كودك نزديك شدم و به او سلام دادم. كودك جواب سلامم را گفت.
پرسيدم: كجا مىروى؟ گفت: به خانه پروردگار، گفتم: عزيزم! تو كوچكى رفتن به خانه خدا نه بر تو واجب است و نه از سنّت است. گفت: اى پير مرد! هنوز كوچك تر از مرا نديدهاى كه بميرد؟! پس گفتم: آذوقه و مركبت كو؟ گفت: آذوقهام تقواست و مركبم پاهايم و مقصدم مولايم. گفتم: غذايى همراه
[١] - برخى از اين كرامتها را در پايان كتاب ياد خواهيم كرد.
[٢] - سوره غافر، آيه ٦٠.