هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٨٢١ - نمونهاى از انقلاب علوى
در طى مدّت نه چندان كوتاهى كه محمّد بن قاسم از ديدهها پنهان بود، چه كارهايى انجام داد؟ پاسخ اين سؤال، قيامهاى فراوانى است كه پس از فرار محمّد بن قاسم، در روزگار متوكّل و مستعين و خلفاى بعد از آن دو به وقوع پيوست. اين قيامها موجب شده بودند كه نگذارند خليفه به آسودگى به تفريح و خوشى مشغول شود.
در شهر واسط محمّد در خانه مادر پسر عمويش، على بن حسن بن على بن عمر بن زين العابدين عليه السلام كه زنى فرتوت و زمين گير بود، سكونت گزيد همين كه چشم اين پير زن به محمّد افتاد بسيار خوشحال شد و گفت: «اى محمّد! جان من و خانوادهام به قربانت خداى را سپاس كه تو سلامتى». آنگاه بر پاى ايستاد حال آنكه سالها نتوانسته بود، بر پاى خويش بايستد.
ابراهيم، فرمانده سپاهيان عبداللَّه بن طاهر در توصيف محمّد چنين گويد:
من هرگز كسى را از او در عبادت كوشاتر و خويشتن دارتر و گوياتر به ذكر خداى نديدم. با وجود آن همه دشواريها و مشكلاتى كه براى او پيش آمد هيچ گاه دچار شكست و تسليم نشد. هرگز او را شوخ و بذلهگو و خندان نيافتم مگر يك بار كه چون از گردنهاى به نام حلوان سرازير شدند محمّد خواست سوار شود كه در اين هنگام يكى از ياران ابراهيم جلو آمد و خم شد تا وى پا بر پشت او گذارد و سوار شود. وقتى محمّد سوار شد و در هودج قرار يافت به شوخى به كسى كه براى او پشت خم كرده بود گفت:
آيا از بنى عبّاس حقوق مىگيرى و به فرزندان على بن ابىطالب خدمت مىكنى؟! سپس تبسّمى كرد.
ابراهيم گويد: اشياى گرانبهايى از پول و جواهر و غير آن بر محمّد بن قاسم عرضه كردند. امّا وى آنها را نپذيرفت و تنها مصحف جامعى را كه از آن عبداللَّه بود قبول كرد. عبداللَّه از اين امر بسيار خوشحال شد. محمّد ابن قاسم اين قرآن