هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٥٤٤ - علم الهام
عبد الملك فرمان امام را به كار بست و فرستاده پادشاه روم را به كشورش فرستاد و به او گفت: خداوند عز و جل تو را از اقدامى كه در سر دارى مانع شود و من به كار گزارانم در تمام كشور چنين و چنان گفتم سكهها و طراز رومى را از اعتبار ساقط كردم. به پادشاه روم گفته شد: به تهديدهاى خود در مورد پادشاه عرب جامه عمل بپوشان! پادشاه گفت: من با نامههايى كه براى او فرستادم مىخواستم خشمگينش كنم چون من بر او قدرت داشتم و سكههاى رومى در كشور او رايج بود، اينك بر او قدرت ندارم چون مسلمانان با سكههاى رومى خريد و فروش نمىكنند و عملى كردن آن تهديدها از كسى كه آنها را بر زبان راند، امكان پذير نيست. بدين گونه پيشنهاد محمّد بن على بن الحسين تا امروز بر جاى ماند. آنگاه رشيد آن درهمى را كه در دست گرفته بود به طرف يكى از خدمتگزارانش افكند. [١]
در واقع علم الهى كه پروردگار به سبب اخلاص امام باقر عليه السلام و تلاش فراوان وى در دعا و عمل بدو بخشيده بود، در وراى راهنمايى و ارشاد آنحضرت راهى برتر براى رويارويى با تهديد پادشاه روم بود و همين علم، امام حق را از مدعيانى كه به ناحق اين مقام را به خود اختصاص مىدادند، چه حكام ستمگر و چه علويانى كه بر سر حق ائمه با آنان به نزاع بر مىخاستند، متمايز مىساخت.
از همين روست كه در تاريخ اهل بيت عليهم السلام مى بينيم كه آنان چگونه شيعيان خود را به اذن خداوند به نور او و به تأييد ملائكه اللَّه از علم دين و نيز به علم حقايق خفيه مستفيض مىكردند.
آنچه در زير نقل مىشود، برخى احاديث است كه شناخت ما را به مقام
[١] - فى رحاب ائمّة اهل البيت، ص ١٣- ٦١.