هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٣٢ - امام على دربرابر دشواريها
حق چسان با باطل آميخته مىگردد؟! آيا فراموش كردهاى يا خود را به فراموشى مىزنى يا خودت را فريب مىدهى؟! سخنان و پندارهاى پوچ و باطل براى تو آراسته شده است.
آيا مگر به خاطر نمىآورى كه پيامبر صلى الله عليه و آله به ما فرمود كه على را امير مؤمنان خطاب كنيم؟! هنوز پيامبر ميان ماست و اين
- بريده پاسخ داد: من جز با صاحب اين خانه بيعت نمىكنم.
امّا حديث مربوط به تسليم شدن بريده در مقابل امارت على بن ابى طالب عليه السلام را علّامه مرعشى در ذيل الاحقاق از بسيارى از كتب روايى اهل سنّت نقل كرده است (ج ٤، ص ٢٧٥ به بعد).
امّا حديث خلافت را سيّد مرتضى علم الهدى در الشافى ص ٣٩٨ از ثقفى به اسناد خود از ابوسفيان بن فروه از پدرش نقل كرده است كه گفت: بريده آمد تا پرچمش را در وسط اسلم فرو كرد. آنگاه گفت: تن به بيعت نمىدهم مگر آنكه على بن ابى طالب بيعت كند. على بهاو گفت: اى بريده تو هم در آنچه مردم داخل شدهاند وارد شو، كه امروز اجتماع و وحدت ايشان در نزد من بهتر از اختلاف آنان است. همچنين سيّد مرتضى به اسناد خود از موسى بن عبداللَّه بن حسن روايت كرده است كه گفت: پدر قبول بيعت كن. گفت: ما بيعت نمىكنيم مگر آنكه بريده بيعت كند زيرا پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود: على پس از من راهبر شماست. وى گويد: پس على گفت: اينان ستم به حقّ مرا برگزيدند و من با ايشان بيعت مىكنم. مردم به ارتداد افتادند پس من ظلم به حقّ خويش را برگزيدم بگذار آنان هرچه مىخواهند بكنند.
نگارنده: اين حديث كه مىفرمايد: «اى بريده با على دشمنى مكن و درباره او بد مگوى كه على از من و من از اويم و او پس از من راهبر تمام مؤمنان است»، از جمله احاديث متواترى است كه صاحبان صحاح نيز آن را نقل كردهاند. رجوع كنيد به مسند ابن حنبل، ج ٥، ص ٣٥٦، خصايص نسايى، ص ٣٣، شرح نهج البلاغه- ابن ابىالحديد، ج ٢، ص ٤٣٠، مجمع الزوائد، ج ٩، ص ١٢٧ و نيز حديث عمران بن حصين كه گفتهاند برادران بريده از يك مادر مىباشند در مسند ابوداود، ص ١١١، شماره ٨٢٩، صحيح ترمذى، ج ٥، ص ٢٩٦، شماره ٣٧٩٦ و ٣٨٠٩، مشكاة المصابيح، ص ٥٦٤، و جامع الاصول، ج ٩، ص ٤٧٠ و خصايص نسايى، ص ٣٣ و ٢٦ و مستدرك الصحيحين، ج ٣، ص ١١٠، و ... ديگر كتب روايى اهل سنّت نقل شده است.
براى تفصيل بيشتر چنان كه قبلًا گفتيم به كتاب الاحقاق، ج ٥، ص ٢٧٤- ٣١٧/ مراجعه فرماييد.