شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٣٠ - نكوهيدن نامس هاى پوسيده را كه مانع ذوق ايمان، و دليل ضعف صدقاند،
|
الغياث اى تو غياث المستغيث |
زين دو شاخه اختيارات خبيث |
|
|
من ز دستان و ز مكر دل چنان |
مات گشتم كه بماندم از فغان |
|
|
من كه باشم؟ چرخ با صد كار و بار |
زين كمين[١] فرياد كرد از اختيار |
|
|
كاى خداوند كريم و بردبار |
ده امانم زين دو شاخه اختيار |
|
|
جذب يك راهه صراط المستقيم |
به ز دو راه تردد اى كريم |
|
|
زين دو ره گرچه همه مقصد تويى |
ليك خود جان كندن آمد اين دوى |
|
|
زين دو ره گرچه بجز تو عزم نيست |
ليك هرگز رزم همچون بزم نيست |
|
|
در نبى بشنو بيانش از خدا |
آيت اشفقن ان يحملنها |
|
|
اين تردد هست در دل چون وغا |
كين بود به يا كه آن؟ حال مرا |
|
|
در تردد مى زند بر همدگر |
خوف و اوميد بهى در كر و فر |
|
ابوطالب: پسر عبدالمطلب، پسر عبد مناف. عموى رسول خدا ٦ و پدر على (ع) است.
شنعه: سرزنش. شنعه عربان: سرزنش عرب ها.
مهول: بيمناك، مخوف.
كه چه گويندم ...: اگر دين تو را بپذيرم اعراب را چه پاسخ دهم كه گويند ابوطالب به القاء طفل خود دينى را كه تكيه گاه او بود واگذارد.
خصومت: در اين بيت به معنى داورى و ميانجيگرى است.
كل سر ...: مثلى است. (هر راز كه از دو كس فراتر رود بر زبان ها افتد.) لطف ما سبق: هدايت ازلى. (اشعريان هدايت و ضلالت هر كس را در سرشت او مى دانند. ولى گويند اگر خدا خواهد به دل گمراه افكند، تا از او هدايت طلبد.) اختيارات خبيث: چنانكه مى دانيم و در مطاوى مثنوى فراوان به ميان آمده، مولانا آدمى را مختار مى داند كه يكى از دو راه نيك و يا بد را بگزيند. در اينجا از خدا مى خواهد كه او را از چنبر اختيارات بد برهاند.
كمين: نهان
[١] -در حاشيه نسخه اساس: بگريخت يعنى اختيار.