شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٢٢٤ - بار ديگر رجوع كردن به قصه صوفى و قاضى
بر خر نشاندن: رسم بوده است كه متخلف را بر خر مى نشاندند به دور بازار مى گرداندند تا مردم از جرم او آگاه شوند و مرتكب چنان جرم نگردند و چنين كار در اصطلاح فقهى «تشهير» نام دارد.
دره: تازيانه.
دمار: كيفر، عذاب.
جبار: هدر، رايگان. گويند: «ذهب دمه جبارا: خون او به هدر رفت.» حد: كيفرى است كه نوع و مقدار آن در شرع معين شده است، چون بريدن دست دزد و تازيانه زدن زناكار.
تعزير: كيفرى است كه مقدار آن بسته به نظر حاكم شرع است.
ضمان بر قاضى نبودن: اگر قاضى گناهكارى را حد زند يا تعزير كند و آن كس بر اثر آن بميرد، آيا قاضى مسئول ديت است؟ گفته اند نه (مالكيان) و گفته اند ديه او از بيت المال پرداخت مى شود (حنفيان) بنابر يك قول و گفته اند ضمان بر عهده قاضى است (شافعيان). (الفقه على المذاهب الاربعه، ج ٥، ص ٧٧) نيست خرد: وصف قاضى است. (قضاوت منصبى بزرگ است و قاضى نايب حق است.) آينه هر مستحق: نمودار سازنده چيزى است كه مدعى و مدعى عليه در دل دارند. اوست كه حقيقت دعوى آن دو را آشكار مى سازد.
آجله: قيامت.
ديت بر عاقله: نگاه كنيد به: ذيل بيت ٢٤٦٩/ ٣. گفته مولانا براساس فقه حنفى است كه ديت از بيت المال پرداخت مى شود.
گر پدر زد ...: در بيت هاى ١٥١٣ ١٥١٤ گفت اگر كسى بر اثر حد و يا تعزير قاضى بميرد ديت بر قاضى نيست چراكه او براى برقرارى عدالت، اجراى حكم كرده است نه براى ارضاى نفس. اما اگر پدر فرزند را به خاطر قصور در انجام كارى بزند و پسر بميرد پدر مسئول است. چراكه پسر را واجب است فرمان پدر بردن و پدر به خاطر ارضاى غرض نفسانى او را زده است. و اگر معلم شاگردى را بزند و آن شاگرد تلف شود بر معلم ديت نيست. چراكه معلم امين پدر متعلم است و متعلم چون امانتى است نزد او.
هر امين ...: اگر كسى چيزى را نزد ديگرى به امانت نهد و آن وديعت تلف شود، در