شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١٩٧ - حكايت آن رنجور كه طبيب در او اوميد صحت نديد
مى آورند و بعضى با ديدن آن در لجاج بيشتر اصرار مى ورزند. اما آنان را كه دلى روشن است نيازى به معجزه ندارند و از سخن پيمبران و گزيدگان راستگويى آنان را در مى يابند. كاملان از افتادن در گمراهى در امان اند و يا به گفته مولانا مرغ آبى هستند كه دريا به آنان صدمتى نمى رساند، اما ناقصان را خطر غرق شدن هست. ناقصان نامحرم اند و كاملان آشنايان و همدمان اند.
|
موجب ايمان نباشد معجزات |
بوى جنسيت كند جذب صفات |
|
چون نيابى اين سعادت ...: كسى كه نامحرم است و از راه ضمير و درك معنى نمى تواند اوليا را بشناسد بايد از آثار ظاهرى آنان حقيقتشان را دريابد.
اثرها بر مشاعر ظاهر بودن: گفتار و كردار آنان، از آنچه درون آنهاست خبر مى دهد كه: «الظاهر عنون الباطن.» فعل و قوت: دو مقوله از اعراض اند:
|
قوت اندر فعل آيد ز اتفاق |
چون قران ديو با اهل نفاق |
|
(نگاه كنيد به: ذيل بيت ١٠٩٧/ ٢) تصرف پيمبران در جماد از قوتى كه حق تعالى به آنان عنايت كرده خبر مى دهد، و تصرف اوليا در دل ها نشانه رابطه آنان با خداست. و اين هر دو دليلى است براى شناختن آن كس كه اين قدرت را در او نهاده است. چنانكه اثر دارو درآن نهان است و از راه بهبود بخشيدن بيمار آشكار مى شود و از قوت به فعل در مى آيد آنچه در اين اوليا مى بينيم از آنچه درون آنان است خبر مى دهد، و درون آنها از مؤثر اصلى كه اين تأخير را در آنان نهاده است. و سرانجام مى گويد تو كه از اثر مؤثر را مى پذيرى چگونه از اثربخش غافلى.