شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١١٣ - تفسير قوله
|
سال ها اين مرگ طبلك مى زند |
گوش تو بيگاه جنبش مى كند |
|
|
گويد اندر نزع از جان آه مرگ |
اين زمان كردت ز خود آگاه مرگ |
|
|
اين گلوى مرگ از نعره گرفت |
طبق او بشكافت از ضرب شگفت |
|
|
در دقايق خويش را دربافتى |
رمز مردن اين زمان دريافتى |
|
زاده ثانى است احمد: اشارت است بدانچه در برخى كتاب هاى عرفانى از جمله مصباح الهدايه آمده است.
لن يبلغ ملكوت السماء من لم يولد مرتين.
(مصباح الهدايه، ص ٥٢) و اصل اين گفته از عيسى (ع) است در انجيل يوحنا (باب سوم، آيه سوم به بعد)، اما تولد دوباره چيست و حقيقت آن چگونه استأ ترجمه فارسى گفته عيسى (ع) چنين است: «عيسى در جواب او (شخصى از فريسيان) گفت آمين. آمين به تو مى گويم اگر كسى از سر نو مولود نشود ملكوت خدا را نمى تواند ديد. و چون او مى پرسد چگونه ممكن است كسى كه به دنيا آمده و پير شده تواند به شكم مادر برود و ديگر بار متولد شود؟ عيسى پاسخ مى دهد: اگر كسى از اب و روح مولود نگردد ممكن نيست داخل ملكوت خدا شود.» (آيه ١٥) گمان دارم ترجمه عربى در اين باره دقيق تر باشد كه: «ان كان احد لايولد من فوق لا يقدر ان يرى ملكوت الله.» و مقصود از تولد از فوق، تولد جنبه لاهوتى است، به وسيله ميراندن جنبه ناسوتى. يا ميراندن جسم و زنده كردن روح. در اين باره با يكى از اسقف ها كه در نمايندگى پاپ است تلفنى گفت و گو كردم، گفتند: در ترجمه يونانى هم تولد دوباره آمده، اما مقصود همان تولد روح است پس از ميراندن جسم.
زو قيامت را ...: اشارت است به قرآن كريم: يسئلونك عن الساعة أيان مرساها\*. (اعراف، ١٨٧) و نيز روايت هايى كه در اين باره است. (از رسول قيامت را مى پرسيدند، حالى كه او خود قيامت بود. چنانكه در قيامت حقيقت ها آشكار مى شود، حقيقت ها بر او آشكار بود.) موتوا ...: نگاه كنيد به: شرح مثنوى، دفتر سوم، ص ٥٧٢.
زآن طرف آؤرده ام: آنچه به شما مى گويم پيام حق است نه سخنان من. چراكه من خود را در حق فنا كرده ام. پس آنچه مى گويم گفته اوست و قرآن اين معنى را گواه است