مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣ - معنی مشرقَین و مغربَین
درباره این مطلب وجوهی ذکر کردهاند. بعضی گفتهاند آن که در قرآن دارد مشرقها و مغربها، اشاره به این است که تنها زمین نیست که خورشید بر آن طلوع و از آن غروب میکند. به حسب «هیئت» قدیم فقط زمین بود که خورشید بر او طلوع و از او هم غروب میکرد، ولی حالا معلوم شده که این طور نیست، مثل زمین زمینهایی وجود دارد که آنها هم شب و روز دارند و خورشید بر آنها طلوع و غروب میکند. بعضی گفتهاند نه، به اعتبار خود زمین است، چون در ایام سال خورشید هر روزی از یک نقطه طلوع میکند و در نقطه دیگر غروب میکند، زیرا یا روز بلندتر میشود و شب کوتاه یا برعکس. مثلًا اگر اول فروردین و به اصطلاح قدما نقطه اعتدال ربیعی را در نظر بگیریم، یعنی آن روز اول فروردین که شب و روز برابر است، خورشید در مدارات فرضی آسمان [در مداری قرار دارد که نیمی از زمین در بالای آن واقع میشود و نیم دیگر در پایین؛] یعنی اگر ما فرض کنیم زمین یا خورشید حرکت میکند، خورشید روی نقطهای در آن دایره فرضی [قرار گرفته است] که اگر آن نقطه را در نظر بگیریم نیمی از زمین در این طرفش قرار میگیرد و نیم دیگر در آن طرف، یعنی معادل با خط استوا. ولی هرچه که رو به تابستان میرویم خورشید میلِ به اصطلاح شمالی پیدا میکند و به شمال زمین نزدیکتر میشود. تا میرسیم به وسط تابستان، باز برمیگردد. اول پاییز که میآید، باز میرسد به نقطه اول. باز از پاییز به زمستان به آن طرف [میل میکند] یعنی میل جنوبی پیدا میکند. پس اگر ما محاذات زمین را حساب کنیم خورشید هر روزی از نقطهای طلوع میکند و هر روزی هم در نقطهای غروب میکند، منتها در هر سالی دو روز در هر نقطهای طلوع میکند، یک روز در رفتن خود، یک روز هم در برگشتن.
پس این است که نسبت به زمین هم ما مشرقها و مغربها داریم.
حال «مشرقین و مغربین» به چه مناسبت؟ مشرقین و مغربین به اعتبار نهایت میل شمالی و نهایت میل جنوبی، یعنی آخرین حد مشرق و آخرین حد مغرب؛ چون گفتیم در یک جهت [مثلًا مشرق]، خورشید وقتی که تمایل به این طرف پیدا میکند به آخرین حد میرسد، تمایل به آن طرف هم که پیدا میشود به آخرین حد میرسد.
مغربش هم همین طور است. حال چرا در اینجا این دو حد که آخرین حد است ذکر شده؟ این خودش نکتهای دارد: چون اینجا قرآن در مقام تعدید و شمارش نعمتهاست، میخواهد بگوید اینکه خورشید میان این دو حد (آخرین حد زمستان