مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٥ - کتمان ممدوح و نیکو
این رازی بود بین من و تو. من نمیخواستم بندگان تو از آن اطلاع پیدا کنند. حال که بندگانت را مطلع کردهای خدایا مرا ببر. همین را گفت و جان به جانآفرین تسلیم کرد.
بشر قدرت کتمان کردن دارد، اما چه چیزی را باید کتمان کند؟ یکی بدی را کتمان میکند و تظاهر به خوبی میکند و دیگری از این قدرت و از این کمال و توانایی به این نحو استفاده میکند که اسرارش را- که اگر مردم اطلاع پیدا کنند او را به عرش برین میرسانند- از مردم پنهان نگاه دارد.
در قرآن درباره بعضی از فقرا چنین آمده است:«یحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ اغْنیاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ» [١]. این، نقطه مقابل نفاق است. بعضی از فقرا به واسطه اینکه عفیف هستند آنچنان روی فقر و ناداری خودشان را میپوشانند و نمیخواهند کسی بفهمد که آنها فقیر هستند که مردم خیال میکنند آنها اغنیا هستند.
پس نه این است که اگر ظاهر با باطن فرق داشته باشد مطلقاً بد است. اگر انسان کاری کند که باطنش از ظاهرش بهتر باشد و همیشه کوشش کند که ظاهرش یک درجه پایینتر از باطنش باشد خیلی هم خوب است و برای انسان کمال است. آنچه که اسمش نفاق است، فریب است، خدعه است، گولزدن مردم است.
تعبیری در سوره «علق» آمده است که میفرماید:«کلّا لَئِنْ لَمْینْتَهِ لَنَسْفَعاً بِالنّاصِیةِ. ناصِیةٍ کاذِبَةٍ خاطِئَةٍ» [٢] [چنین نیست، اگر از کارش دست برندارد] در قیامت موی پیشانی او را خواهیم گرفت، این پیشانی دروغگوی خطاکار. پیشانی دروغگو، یعنی این سیمای دروغگو، سیمایی که مردم فکر میکنند که او چه آدم خوبی است اما این سیما دروغ میگوید. نمیفرماید زبانش دروغ میگوید بلکه میفرماید خود پیشانیاش دروغ میگوید.
در آیه بعد، قرآن لحن اکیدی دارد. بعد از آن که تشت رسوایی منافقین از بام افتاد و معلوم شد که اینها خطا کردهاند، بعضی به آنها گفتند: بروید خدمت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و اظهار ندامت کنید و از ایشان بخواهید از خداوند برای شما طلب مغفرت کند. این سخن به آنها برمیخورَد!«وَ إذا قیلَ لَهُمْ تَعالَوْا یسْتَغْفِرْ لَکمْ رَسولُاللَّهِ
[١]. بقره/ ٢٧٣.[٢]. علق/ ١٥ و ١٦.