مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨١ - خداوند، ملِک واقعی
همان هم در قرائت دو جور خوانده میشود: «مَلِک یوْمِ الدّینِ» و «مالِک یوْمِ الدّینِ».
فرق «مالک» و «ملِک» چیست؟ از نظر صیغه لفظی، مالک اسم فاعل است و ملک صفت مشبّهه. ولی میگویند غیر از این جنبه وزنی، فرق دیگر هم دارند و آن این است که ملِک از ماده «مُلک» است و مالک از ماده «مِلک». مُلک و مِلک با یکدیگر تفاوت دارند. مِلک در مورد مملوکها گفته میشود. انسان اگر داراییای داشته باشد مالک دارایی خودش است، یعنی این دارایی به او اختصاص دارد، هر گونه که بخواهد در آن تصرف میکند، از این جهت میگوییم «مالک». در مورد خدا جز در [خصوص] قیامت [ «مالک» اطلاق نشده] که تازه بعضی آیه را «ملِک» هم خواندهاند و حتی بیشتر ترجیح میدهند که این «مالک» هم چون به طرز اماله به اصطلاح خوانده میشود (مَالِک یوْمِالدّین) همان معنی ملِک را میدهد.
ما به خدای متعال نمیگوییم مالک عالم، چون «مالک» یک صفت کمال نیست. در مورد مخلوق میتواند صفت کمال باشد. این که عالم را به منزله ثروتی در نظر بگیریم که تعلق به پروردگار دارد، حال عرض میکنم از چه وجهی ممکن است و از چه وجهی نه. ولی در «ملِک» که از ماده مُلک است، مفهوم دارایی و ثروت نخوابیده، مفهوم قدرت خوابیده است؛ یعنی تمام ذرات عالم در دست قدرت اوست، زمام همه امور عالم در دست قدرت پروردگار است. اگر ما به پروردگار «مالک» میگوییم به اعتبار این است که به بشر «مالک» میگوییم. چون بشرها خودشان را مالک یک عده اشیاء یعنی نعمتها و موهبتها میدانند، میگوییم اینهایی که تو مالک هستی [در حقیقت مال تو نیست،] مالک حقیقی خداست؛ این ثروتها که الآن به تو تعلق دارد، این تعلق تعلقِ قراردادی است، مالک حقیقی خداوند است (وَ لِلَّهِ خَزائِنُ السَّمواتِ وَ الْارْضِ) [١]. به این اعتبار است که به خدا میگوییم «مالک» و الّا قطع نظر از این اعتبار، معنی ندارد که ما عالم را به منزله ثروت خدا در نظر بگیریم چون ثروت از آن جهت اعتبار میشود که انسان هرطوری که بخواهد، برای خود در آن تصرف کند، در حالی که این در مورد خداوند معنی ندارد. ولی به آن معنا که میخواهیم بگوییم آنچه تو داری و تو خود را دارنده آن حساب میکنی، دارنده واقعی اینها خداوند است، [اطلاق «مالک» به خداوند مانعی ندارد.]
[١]. منافقون/ ٧.