مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٢ - تفسیر سوره حشر (١)
مسلمین به اصطلاح همزیستی داشته باشند به شرط اینکه با دشمنان مسلمین همکاری نکنند و اگر با خود مسلمین همکاری کنند از مزایای دیگری هم برخوردار خواهند بود، و بعد یهود خیانت کردند و حتی در جریانی تصمیم گرفتند که پیغمبر اکرم را بکشند و با منافقینی که در داخل مسلمین بودند همکاری و همدستی داشتند و بعد از این بود که پیغمبر اکرم تصمیم گرفت که اینها را بکلی از آنجا اخراج کند، و اساساً با بودن یهود در اطراف مدینه- و بلکه حتی در جزیرةالعرب- امکان اینکه اسلام بتواند به هدفهای خودش برسد نبود؛ نه صِرف اصلِ بودن یهود، بلکه بودن یهودیها بعلاوه کارهای یهودیگری، چون آن کارهای یهودیگری از آنها جدا نمیشد.
مسلمین حرکت کردند، البته نه به یک صورت جنگی، و چون از مدینه تا قلعه بنیالنضیر فاصلهای نبود پیاده رفتند و تنها خود رسول اکرم بودند که بعضی گفتهاند سوار بر یک شتر بودند و بعضی گفتهاند سوار بر یک الاغ، و در حقیقت جنگی هم صورت نگرفت. البته مؤمنین رفتند برای تصرف قلاع آنها، و آنها بالأخره خودشان با دست خودشان قلعهها و خانههای خودشان را خراب میکردند که به دست مسلمین نیفتد. برخورد مختصری هم میان آنها و مسلمین رخ داد. مقداری از درختهای خرمای آنها را مسلمین بریدند و قطع کردند. این امر، هم برای بعضی از مسلمین سؤال به وجود آورد و هم مورد اعتراض یهودیها واقع شد. یهودیها به پیغمبر اکرم گفتند شما که همیشه از فساد در زمین نهی میکنی! بریدن این نخلها خودش فساد در زمین است. بعضی از مسلمین هم، البته ذکر نشده است که حرفی زده و اعتراضی کرده باشند، ولی برای آنها هم این کار مقداری گران آمده بود. آیه نازل شد و این عمل را امضا و تصحیح کرد. میفرماید: «ما قَطَعْتُمْ مِنْ لینَةٍ اوْ تَرَکتُموها قائِمَةً عَلی اصولِها فَبِاذْنِ اللَّهِ» آنچه از این درختهای خرما بریدهاید و آنچه بجا گذاشتهاید همه به اذن و رضای خدا بوده است؛ یعنی نه آن بریدنها و نه آن باقی گذاشتنها هیچ کدام برخلاف رضای حق نبوده است. «وَلِیخْزِی الْفاسِقینَ» و به این وسیله این فاسقها- که مقصود همین یهودیها هستند- خوار و ذلیل میشوند؛ [این کار] وسیلهای است برای خوار و ذلیل کردن آنها.