مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٠٩ - معنی کلمه « قاسط »
مطابق آن تعریف است: الْاسْلامُ هُوَ التَّسْلیمُ [١] اسلام یعنی اطاعت امر حق، تسلیم امر خدا بودن. به هر درجه که انسان مطیع امر خدا باشد مسلم است و به هر درجه نباشد کافر است.
پس اسلام به قول فلاسفه تشکیکبردار است یعنی درجهبندی میشود. ما افرادی داریم که صددرصد مسلمند یعنی صددرصد تسلیم امر پروردگارند و در هر موضوعی آنچه را که خدا بخواهد همان را میخواهند. این را میگوییم مسلمان صددرصد. ممکن است یک مسلمانی باشد نود درصد مسلم است ده درصد دیگر عاصی است، نود درصد مطیع و تسلیم است ده درصد دیگر متمرد. این یک مسلمان نود درصد است. ممکن است یکی هشتاد درصد یا پنجاه درصد مسلم باشد؛ یکی هم ممکن است دو درصد مسلم باشد. پس این جور نیست که هرکس اسمش «مسلمان» بود و شهادتین گفت، دیگر همه در یک درجه مسلم هستیم.
مِنَّا الْمُسْلِمونَ بعضی از ما مسلم و مطیع امر پروردگاریم وَ مِنَّا الْقاسِطونَ و گروهی از ما قاسط هستیم. قاسط به معنای منحرف و عدولکننده است. فَمَنْ اسْلَمَ فَاولئِک تَحَرَّوْا رَشَداً اما گروهی که اسلام را اختیار کردهاند، تسلیم امر پروردگار هستند و امر پروردگار را اطاعت میکنند و به کار میبندند، آنها راه رشد و هدایت و کمال خودشان را جستجو کردهاند. وَ امَّا الْقاسِطونَ فَکانوا لِجَهَنَّمَ حَطَباً اما قاسطها یعنی منحرفان هیزم جهنم هستند.
معنی کلمه « قاسط »
در زبان عربی بعضی کلمات هست که دارای دو معنی متضاد است، به این معنا که گاهی یک کلمه اگر با یکی از حروف جارّه- به اصطلاح ادبا- استعمال بشود یک معنا میدهد، با حرف دیگر از حروف جارّه معنی ضدش را میدهد. مثلًا کلمه زهد.
یک وقت ما میگوییم زَهِدَ الَیه، یک وقت میگوییم زَهِدَ عَنْهُ. اگر بگوییم زَهِدَ عَنْهُ یعنی بیرغبت به آن چیز شد، اعراض کرد از آن چیز. اگر بگوییم زَهِدَ الَیه یعنی رغبت پیدا کرد به آن چیز و رو آورد به آن. اگر با «عنه» به کار برده شود معنایش بیرغبتی و اعراض است، با «الیه» به کار برده شود معنی آن رغبت و توجه است.
[١]. نهجالبلاغه، حکمت ١٢٥.