مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٧٦ - رابطه میان انسان و جریانهای عالم
یعنی چرا به عظمت پروردگار خودتان پی نمیبرید؟ چرا اینقدر در مقابلِ خدای خودتان مأیوس و ناامید هستید؟ چرا گمان به آقایی او نمیبرید؟ وقار در اینجا تقریباً مفهوم آقایی را میدهد. یعنی خدا کریم، رحیم، بخشنده و جواد است؛ هر گونه که بنده به او گمان داشته باشد او همینگونه با بنده رفتار میکند. اگر انسان به او حسن ظن داشته باشد خداوند طبق حسن ظنّ بنده با او رفتار میکند. پس کأ نّه «ما لَکمْ لاتَرْجونَ لِلَّهِ وَقاراً» [یعنی] چرا به خدای خودتان گمان نیک نمیبرید؟ که مستلزم این است که آنوقت او را پرستش کنید و پرستش این بتهای لایشْعُر را دور بریزید. وَ قَدْ خَلَقَکمْ اطْواراً شما که خدایتان را تجربه کردهاید. همین خلقت گذشته شما در واقع تجربه خداست. مگر خدا نیست که شما را طور طور آفرید؟
کلمه «طور» به معنای گونه است. آیه را دوجور میشود معنی کرد و مفسرین هم دو جور معنی کردهاند: یکی اینکه یعنی خداوند شما را به گونههای مختلف آفرید که این خودش بر اساس یک حکمت است. مثلًا بعضی را مرد و بعضی را زن آفرید. این برای همین بوده است که نیازی به چنین چیزی بوده است؛ این لطف و رحمت الهی است که خداوند چنین کرده است. یا اختلافات دیگری که در میان افراد بشر هست؛ چون خود اختلاف منشأ رحمت است. شما این را در نظر بگیرید:
اگر همه مردم یک رنگ، یک شکل، با یک نوع استعداد، یک ذوق و یک سلیقه آفریده شده بودند بشریت همیشه مجبور بود درجا بزند یعنی دیگر تکامل رخ نمیداد. آنوقت نه زشت وجود داشت نه زیبا، چون زشت و زیبا با مقایسه پیدا میشود. اگر همه مردم به یک شکل باشند هیچ کس زشت نیست و هیچ کس زیبا نیست. حتی اگر همه مردم در قیافه یوسف هم باشند آنگاه دیگر یوسفی وجود ندارد. یوسف آنوقت وجود دارد که غیر یوسف وجود داشته باشد. وقتی همه در یک شکل باشند یوسفی و جاذبهای وجود ندارد. با اختلاف است که اینهمه تحرکها در بشر آفریده شده. بعضی آیه را این جور معنی کردهاند.
ولی بعضی دیگر از مفسرین به گونه دیگری معنی کردهاند که کاملتر از آن نوع است. «طور» گونه است اما اینجا که میگوییم اطْواراً، مقصود این است که خداوند شما را طوری بعد از طوری و طوری بعد از طوری آفریده است. کلمه «تطوّر» را شنیدهاید. تطور یعنی از گونهای به گونهای دیگر درآمدن و از آن گونه به گونه دیگر درآمدن و ... میگویند فلان شیء متطوّر است یعنی حالتی دارد؛ بعد، از این حالت به