مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٦٣ - دعاهای نوح علیه السلام
موقعش رسید، دیگر وقت توبه نیست. آن وقت تا توبه کنی همان جوابی را میدهند که به فرعون دادند. فرعون هم توبه کرد اما کی؟ وقتی که اجلاللَّه رسید. وقتی که اجلاللَّه رسید، دیگر فایده ندارد.
موسی سالها او را میخوانَد و دعوت میکند، معجزهها به چشم خودش از موسی میبیند و هزاران رنگ با موسی کلنجار میرود تا وقتی که موسی بنیاسرائیل را از مصر خارج میکند و از نیل رد میشود. وقتی که فرعون میخواهد رد بشود غرق میشود. تا احساس کرد که آب او را گرفت و در شکم آب قرار گرفت گفت:
امَنْتُ ا نَّهُ لا الهَ الَّا الَّذی امَنَتْ بِهِ بَنوا اسْرائیلَ [١] تسلیم آن خدایی هستم که بنیاسرائیل به آن خدا ایمان دارند. ملائکه الهی به او گفتند: آلْآنَ وَ قَدْ عَصَیتَ قَبْلُ [٢] حالا که اجلُاللَّه رسیده است؟! (گفت: «بلا ندیده دعا را شروع باید کرد» وقتی که بلا رسید دیگر فایده ندارد.) آن توبه اصلًا توبه نیست، اجبار است. توبه وقتی توبه است که پای اختیار در میان باشد. انَّ اجَلَ اللَّهِ اذا جاءَ لایؤَخَّرُ لَوْ کنْتُمْ تَعْلَمونَ اگر اجل الهی- که مقصود عذاب الهی است که مدتش به سر رسیده است- آمد، دیگر تأخیربرداشتنی نیست اگر شما این حقیقت را بدانید. پس نیامده جبران کنید، جلویش را بگیرید و میتوانید جلویش را بگیرید.
دعاهای نوح علیه السلام
آنگاه قرآن فصل بعدش را ذکر میکند که نوح مدتها دعوت کرد، جز یک عده کمی ایمان نیاوردند؛ حالا موقعی رسیده که دیگر نوح هم از این مردم مأیوس شده است.
اینجا باز خدا دعاهای نوح را به درگاه الهی یاد میکند: قالَ رَبِّ انِّی دَعَوْتُ قَوْمی لَیلًا وَ نَهاراً خدایا من شب و روز این مردم را خواندم؛ یعنی خواندن من نه این بود که مثلًا بروم یک جمله ادا کنم و بگویم اتمام حجت شد، بلکه شب به سراغ اینها رفتم، روز به سراغ اینها رفتم؛ دائماً کار من این بود. فَلَمْ یزِدْهُمْ دُعائی الّا فِراراً هرچه من بیشتر خواندم آنها بیشتر از من دور شدند و فرار کردند. وَ انِّی کلَّما دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلوا اصابِعَهُمْ فی اذانِهِمْ وَ اسْتَغْشَوْا ثِیابَهُمْ خدایا! هرچه من اینها را میخوانم که موجبات
[١]. یونس/ ٩٠.[٢]. یونس/ ٩١.