مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٤٣ - تعبیر امیرالمؤمنین علیه السلام
اختیار تاکسی خودم را دارم و تابلوی «خارج از سرویس» نصب کنی، بعد همین طور خالی بروی، مردم بگویند تاکسی! نگه نداری؛ کار حرامی مرتکب شدهای.
پُستی است، باید انجام بدهی. و هر کسی در هر کاری که متعهد شده و خودش را برای آن کار نصب و تعیین کرده است [باید کارش را درست انجام بدهد.] یک پزشک برای پزشکی خودش، یک داروساز و داروفروش برای داروفروشی خودش، یک خرازی فروش برای خرازی فروشی خودش، یک نانوا برای نانوایی خودش؛ هرکسی باید بداند یک امانت به عهده او گذاشته شده و باید این پست و کار خودش و امانتی را که به او واگذار شده است صحیح تحویل دهد.
شخصی میگفت واعظی را دعوت کرده بودیم که بیاید ده شب منبر برود. (دو هفته است که مثالهایمان با واعظها میخورد.) با ما طی کرد که مثلًا هزار تومان میگیرد، از ساعت ٨ تا ٩. شب اول آمد از ساعت ٨ تا ٩ صحبت کرد. شب دوم آمد یک ده دقیقهای کسر گذاشت. یادداشت کردم. شب بعد آمد اندکی کمتر صحبت کرد؛ مجلس دیگر داشت میخواست به آن هم برسد. هر شب کم شد. شب آخر نیم ساعت بیشتر صحبت نکرد. من هم همه را یادداشت کردم؛ در مجموع حساب کردم که چند ساعت شده و به حسابی که طی کرده بودم آخر کار پاکت را به او دادم. وقتی که شمرد گفت: چرا کم دادی؟ گفتم من کم ندادم. گفت آخر مگر قرار ما این نبود؟
گفتم مگر تو کم نگذاشتی که من کم دادم؟ تو میخواستی کم نفروشی تا من هم کم به تو ندهم. چطور از طرف تو وظیفهای نیست که یک ساعتِ خودت را به طور کامل بیایی صحبت بکنی، از طرف من وظیفه است؟ اگر من وظیفه دارم تو هم وظیفه داری. تو الآن برای این شغل و کار گذاشته شدهای، تو هم وظیفه داری بیایی اینجا یک ساعت برای مردم حرف بزنی. تو از آنجا کسر میگذاری، میخواهی من در پولش کسر نگذارم؟!
به هر حال مسأله امانات چنین چیزی است. از این جهت است که از خلافت و حکومت تعبیر به امانات شده است. به مردم گفتهاند اینها امانتهای الهی است و هر کسی صلاحیت عهدهداری چنین اماناتی را ندارد، افراد صلاحیتدار خاص باید باشند.