مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٤٠ - رعایت امانتها
حال امانت ممکن است مالی باشد. کسی مال خودش را به عنوان امانت به کسی میسپارد که بعد بیاید بگیرد. اگر بخواهد در آن مالی که امانت است خیانت کند [مرتکب گناه شده است.] حتی در بسیاری از معاملات امانت شرعی ایجاد میشود. مستأجر امین موجر است. یعنی با اینکه اجاره، خودش یک باب مستقلی است ولی مستأجر مالک منافع جایی است که اجاره کرده است و از نظر عینی که در اختیار او هست او یک امین است یعنی حق کوچکترین تصرفی که بیرون از دایره استفاده اجاریاش باشد ندارد. تصرفاتی که لازمه اجاره کردن است به جای خود؛ کوچکترین تصرفی که از این دایره خارج باشد از نظر شرعی خیانت در امانت تلقی میشود. هر مستأجری امین است. هر عاریه بگیری امین است. شخصی میآید از شما فرش یا ظرف و یا مرکوب- اسب یا ماشین- شما را عاریه میگیرد که از آن استفاده کند؛ به شما میگوید این ماشینتان را بدهید مثلًا ما میخواهیم تا قم برویم و برگردیم. در حدودی که عاریه گرفته است حق دارد، اگر از آن حدود یک ذره تجاوز کند خیانت در امانت تلقی میشود.
داستانی نقل میکنند. البته این داستان با موازین فقهی جور در نمیآید ولی با بعضی از موازین اخلاقی جور در میآید. میگویند مقدس اردبیلی از نجف به کاظمین یا کربلا آمده بود و برای برگشتن حیوانی را اجاره کرده بود. بعد یک کسی امانت کوچکی از قبیل امانت پستی به او داد که آن را به صاحبش برساند. گرفت و در بغلش گذاشت. دیگر حیوان را سوار نشد، جلو انداخت و آورد. به او گفتند چرا سوار نشدی؟ گفت: من از صاحبش این را اجاره کردم که خودم سوار بشوم نه اینکه یک چیز دیگر هم علاوه داشته باشم؛ این خیانت در امانت است؛ با اینکه آن، وزنی نداشت و در جیبش گذاشته بود.
این مقدار رعایت ودیعه و غیر ودیعه و امثال اینها را میکردند، که باید چنین باشد. همینطور است امانت ناموسی. یک کسی ناموس خودش را به دیگری میسپارد که تو مراقب و محافظ باش. اگر یک نگاه به او بکند خیانت تلقی میشود.
امانت جانی از این هم بالاتر است. شخصی میآید به کسی پناه میبرد و در جوار او قرار میگیرد. مسأله جوار خودش یک مسألهای است. یک انسانی که بیچاره و مورد تجاوز یک ظالم است خودش را در جوار کسی قرار میدهد. او میتواند از اول این جوار را نپذیرد. این یک مرحله است. البته نپذیرفتن هم یک نوع نامردی