مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٠٢ - آیا حق تلخ است؟
بنشاند نه اینکه یکی را کنار خود بنشاند و احترام کند و دیگری را دم در بنشاند؛ باید اساساً رعایت شؤونات شخصی طرفین را نکند. این در فقه مطرح است و جزء سنن اسلامی است که قاضی باید با طرفین دعوا به طرز مساوی رفتار کند.
داستان در داستان عرض میکنم: مردی به عنوان مهمان بر امیرالمؤمنین وارد شد. ایشان هم مثل یک مهماندار از او پذیرایی میکرد. بعد از یک یا دو شبانهروز گفت: یا امیرَالمؤمنین! ما کاری هم خدمت شما داریم. من و فلان کس بر سر مسألهای اختلاف داریم، قرار شده که هردو نفرمان نزد شما بیاییم و شما داوری کنید. فرمود: اگر این جور است من معذرت میخواهم از اینکه دیگر به عنوان یک میزبان از تو به عنوان یک میهمان پذیرایی کنم. اگر اینطور است تو باید بیرون بروی و دونفری با همدیگر بیایید. من نمیتوانم یکی از دو طرف دعوا را مهمان در خانه خودم داشته باشم دیگری مثلًا به مسافرخانه برود؛ این درست نیست.
حال، قاضی برای اینکه این ادب را رعایت کرده باشد به امیرالمؤمنین عرض کرد: «قِف یا اباالحسن بجانب خصمک» برو در کنار خصم خودت بایست.
علی علیه السلام از این جمله متغیر شد. قاضی خیال کرد از این جهت متغیر شده که تو چرا به من که خلیفه هستم میگویی برو در کنار او بایست. گفت: یا امیرالمؤمنین! چرا ناراحت شدی؟ من دستور اسلام را اجرا کردم. فرمود: نه، من نه از آن جهت که تو خیال کردی ناراحت شدم؛ از این جهت ناراحت شدم که تو او را به اسم صدا کردی و مرا با کنیه. «یا ابالحسن» احترام است. یا باید هردویمان را با کنیه صدا میکردی و همان احترامی که برای من قائل شدی برای او قائل میشدی، یا اگر به او گفتی- مثلًا- یا خالد، باید به من میگفتی یا علی، چرا به من گفتی یا اباالحسن؟ این «اباالحسن» احترام زیادی بود که برای من قائل شدی.
این را میگویند اهل حق، به این میگویند انسانی که امام و پیشواست و باید الگو قرار بگیرد؛ در وجود او چیزی که وجود ندارد «من» است و منافع من و شخص من، آنچه هست فقط حق و حقیقت است.
حال آیا برای علی علیه السلام هم «الْحَقُّ مُرٌّ» حق تلخ بود؟ یا برای علی حق از هر شیرینی شیرینتر بود. پس حق تلخ است برای چه کسی؟ برای آن که خودش تلخ است. آن تلخی در واقع از خودش است نه از حق. او تلخی ذائقه خودش را دارد احساس میکند نه اینکه [حق] تلخ باشد.