مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٩٥ - مقصود از « پنجاه هزار سال »
مقصود از « پنجاه هزار سال »
در اینجا از قیامت تعبیر شده است به روزی که اندازه آن روز پنجاه هزارسال است.
اولًا یک سؤال در اینجاست که معنی پنجاه هزار سالِ آن وقت چیست در صورتی که وقتی ما میگوییم سال، یک حسابی است که با گردش سالیانه خودمان میگوییم، یعنی آنگاه که زمین ما یک دور به دور خورشید میچرخد ما میگوییم یک سال. اگر هزار بار چرخید میگوییم هزار سال. اگر پنجاه هزار بار چرخید میگوییم پنجاه هزار سال. در آنجا که به تعبیر خود قرآن دیگر نه ماهی است و نه خورشیدی و نه زمینی و این حسابها همه از بین میرود، پس «پنجاه هزار سال است» یعنی چه؟ این را مفسرین طرح کردهاند، گفتهاند مقصود این است که امتدادش امتدادی است که اگر با این مقیاسی که در دست شماست اندازهگیری کنند آن قدر درمیآید.
سؤال دیگر اینکه آیا این روز که پنجاه هزارسال است، برای همه مردم، یک زمان مطلق است و یک جور است؟ یعنی همه مردم روز قیامت را پنجاه هزار سال طی میکنند؟ این را از پیغمبراکرم سؤال کردند: یا رسولَ اللَّه! عجب روز طولانیای است! فرمود: به خدای عالم قسم که آن روز بر مؤمن آن قدر میگذرد که یک نماز را میخواند. اینجا هم آیه اساساً راجع به کافرین است. مسأله زمان از یک نظر دیگر هم خیلی قابل توجه است و آن این است که گذشتِ زمان برای انسان با حالتی که انسان در آن حالت قرار دارد یک نسبت مستقیم دارد؛ یعنی انسان به هر اندازه که خوش باشد احساسش نسبت به زمان منفی میشود. یک کسی که غرق در یک لذتی هست نمیفهمد چگونه این شب صبح شد. گفت:
ببند یک نفس ای آسمان دریچه صبح | بر آفتاب که امشب خوش است با قمرم | |