مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٥٥ - ارتباط انسان با جهان از جنبه انسانیت
باشیم یا بیتقوا و فاسق و فاجر، عادل باشیم یا ظالم، مهربان باشیم یا قسی القب، صادق باشیم یا کاذب، امین باشیم یا خائن و بالاخره انسان واقعی باشیم یا انسان واقعی نباشیم، آیا این جهت هم در عالم اثری میگذارد؟ عالم در مقابل کارهای مادی ما قطعاً عکسالعمل دارد. مثلًا سخن من از آن جهت که یک صوت است با نعرهای که یک حیوان بکشد فرق نمیکند و این کار من به عنوان یک صوت در عالم اثر میگذارد. آیا کار من به عنوان یک کار انسانی، به عنوان صداقت و تقوا و پاکی یا به عنوان فسق و ناپاکی و خیانت هم در عالم اثر میگذارد یا نه؟ آیا عالم از این جهت هم عکسالعمل دارد یا نه؟
فلسفه بزرگ این است که ای انسانها! اگر شما در مسیر انسانیت، در مسیر خلقت قرار بگیرید که همان مسیر تکامل است (چون اساس خلقت بر تکامل است)، اگر شما در مسیر کمال خودتان قرار بگیرید آنوقت شما میشوید اجزائی هماهنگ با سایر اجزاء عالم، توافق و تطابق با عالم پیدا میکنید، آنگاه جزئی هستید که با کل خودتان متطابق هستید، در آن وقت است که عالم هم با شما تطابق دارد. این است که قرآن میفرماید: وَ لَوْ انَّ اهْلَ الْقُری امَنوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْارْضِ [١]. اگر مردم اهل ایمان و تقوا باشند آنوقت فرزندان صالح این عالم و جهان میشوند، آنگاه جهان هم خیر خودش را به سوی این فرزند صالح خودش روانه میکند. یک وقت انسان میخواهد از جهان بگیرد، این وظیفه انسان است.
یک حالت هم جهان دارد که میخواهد آماده باشد برای خیر رساندن.
کسانی که مثل من در دهات بزرگ شده باشند این را تجربه کردهاند. میبینید یک حیوان مثلًا گاو پستانش شیر ندارد. همینقدر که بچه این حیوان خودش را زیر این پستان میاندازد و به بدن این مادر میمالد که حس عطوفت این مادر هم تحریک میشود، به اصطلاح میگویند پستان این حیوان رگ میکند، یعنی شروع میکند به سرعت شیر تولید کردن و دادن؛ و لهذا مادامی که بچه حیوان از او شیر میخورد حیوان شیرش را خشک نمیکند، اگر بخواهیم شیرش را خشک کند باید مدتی بچهاش را از او بگیریم تا او شیرش خشک شود. بچه انسان هم همینجور است. این یک تطابقی است میان جزء و کل که یک وقت «کل» به اصطلاح شیرش
[١]. اعراف/ ٩٦.