مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٣٨ - ترک اولای یونس علیه السلام
من آنجا شنیدم، بعد دیدم در جاهای دیگر هم هست. در خراسان چنین چیزی نشنیده بودیم. اصطلاحاً میگویند: روز کلوخ اندازان. روز آخر ماه شعبان را میروند بیرون برای گردش و سیاحت، که به اصطلاح روز خوشیشان باشد و شکمها را از عزا دربیاورند، برای اینکه از فردا روزه بگیرند.) گفتند اگر آقا آمدند درس را تعطیل میکنیم. تا ایشان نشستند، شروع کردند به شوخی کردن، گفتند آقا روز آخر شعبان است، روز کلوخاندازان است، میخواهیم برویم بیرون. ایشان یک تبسمی کردند و زود خودشان را ضبط کردند. گفتند این قضیه تهران حواس برای من نگذاشته است، هیچ حواس ندارم. یک نفر از این آدمهای فضولی که همیشه هستند گفت: شما وظیفه ندارید در این کارها مداخله کنید، مبادا یک وقت مداخله کنید، به این دلیل و آن دلیل؛ آقای آقا سید ابوالحسن هم اقدامی نکردند، مبادا شما اقدامی بکنید. از حرف او [خوششان نیامد.] بعد گفت: البته اگر ایشان قبلًا با من مشورت کرده بودند من میگفتم به گونه دیگری عمل کنند. ولی من میدانم که این مرد در کار خودش جز خدا هیچ نظری ندارد و برای من جایز نیست که در مورد کسی که در کار خودش جز خدا هیچ نظری ندارد سکوت کنم. البته بعد هم همان اقدام ایشان بود که مؤثر واقع شد. یک تلگراف شدیدی کرد که اگر ترتیب اثر داده نشود من چنین میکنم و امنیت غرب در خطر خواهد بود. همین سبب شد که دولت سر و ته قضیه را بهم آورد و بعد قضیه هرچه بود یک سر و صورت ظاهری پیدا کرد.
غرضم این جهت است که این [کار] برای مثل مرحوم حاج آقا حسین یک کمالی است، و چه کمالی است که انسان غضب کند برای خدا، و در کارش غرضی جز خدا نداشته باشد! اما از این بالاتر هم هست: یک پیغمبر، مسلّم اگر غضب کند برای خدا غضب میکند، ولی یک وقت به او میگویند: این کار زمان هم میخواهد؛ تو که غضبت جز برای خدا نیست، معذلک یک مدتی صبر کن. همین غضبت برای خدا فعلًا برای تو یک ترک اولی شمرده میشود.«فَاصْبِر» یعنی همان غضب برای خدا را فعلًا رها کن، والّا او غضب برای غیر خدا که ندارد.
ترک اولای یونس علیه السلام
«وَ لا تَکنْ کصاحِبِ الْحوتِ اذْ نادی وَ هُوَ مَکظومٌ» مانند آن یار ماهی (یونس) نباش. در فارسی وقتی که بخواهند کسی را به اعتبار ملابستش با یک شئ معرفی کنند با همان