مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦١١ - داستان باغداران
مقصود آیه این است که باغ مانند یک شب ظلمانی و تاریک شد، و مقصودشان این است که آن بلای آسمانی که آمد نه تنها میوهها را از بین برد، حتی درختها را بکلی از بین برد. البته این لغت این نظر را چندان تأیید نمیکند.
«فَتَنادَوْا مُصْبِحینَ» صبح که شد، اینها وقتی که بیدار شدند یکدیگر را صدا زدند «انِ اغْدوا عَلی حَرْثِکمْ» گفتند: فوراً و به عجله «غُدُوّاً» (صبح زود) بالای کشت و زراعت خودتان باشید (یعنی چنان برویم که هنوز صبح زود است ما آنجا باشیم.)
«انْ کنْتُمْ صارِمینَ» اگر چنین تصمیمی دارید که زود بچینید.«فَانْطَلَقوا» راه افتادند «وَ هُمْ یتَخافَتونَ». «خَفَتَ» به معنی آرام حرف زدن است. در آن آیه کریمه داریم که «وَ لاتَجْهَرْ بِصَلاتِک وَ لا تُخافِتْ بِها» [١] در قرائت نماز نه داد بزن و نه خیلی آرام تکلم کن.
معنای «خَفَتَ» همان حالت هَمْس است. آرام و درِ گوشی با هم حرف میزدند.
همینطور که میرفتند، میگفتند: صدایتان را بلند نکنید. آرام با همدیگر حرف میزدند، چرا؟ «أنْ لا یدْخُلَنَّهَا الْیوْمَ عَلَیکمْ مِسْکینٌ» یک وقت یک گدا سر و کلهاش اینجا پیدا نشود.
«وَ غَدَوْا» صبحانه وارد شدند، فرود آمدند اما بر چه؟ آنجا داشت «اغْدوا عَلی حَرْثِکمْ»، اینجا نقطه مقابل حرث، «حَرد» آورده است. قرآن میگوید: به جای اینکه بر حرث وارد شوند بر حردی وارد شدند:«وَ غَدَوْا عَلی حَرْدٍ» به جای «حرث» بر «حرد» وارد شدند. سالی که از باران دادن امتناع و امساک دارد «حارد» یا «حرد» گفته میشود؛ حیوانی که از شیردادن ابا دارد و لگد میزند «حرد» گفته میشود؛ همینطور زمینی که ابا کند از اینکه چیزی به انسان بدهد و کأ نّه بر صاحب خودش خشم گرفته است که هر چه او کوشش میکند از این زمین چیزی بگیرد این زمین چیزی به او نمیدهد؛ یک زمین خشمناک و ممسک. این زمینی که تا دیروز حرث بود امروز به صورت یک حرد درآمده است.«وَ غَدَوْا عَلی حَرْدٍ» وارد شدند بر چنین زمینی، زمینی که گویی قسم خورده است که یک دانه میوه به اینها ندهد.
قادِرینَ. کلمه «قدر» در قرآن به دو معنا اطلاق شده است؛ بیشتر به همان معنی قدرت اطلاق شده است؛ یعنی توانایی. معنی دیگری که در قرآن اطلاق شده است «قدر» است به معنی اندازهگیری. در آیهای هست:«لِینْفِقْ ذوسَعَةٍ مِنْ سَعَتِهِ» [کسی که
[١]. اسراء/ ١١٠.