مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٠٢ - پاسخ به یک شبهه مستشرقین
یک طرف و هزار نفر از طرف دیگر بودند و قریش که کشته زیاد دادند هفتاد نفر کشته دادند- ولی خیلی جنگها هست که یک یا دو میلیون نفر کشته میدهد اما در مسیر تاریخ جهان تأثیری ندارد، و یک جنگ هست که تعداد همه افرادی که با هم برخورد کردهاند به هزار و پانصد نفر نمیرسد و همه کشتههایش هم بیشتر از هشتاد نفر نیست اما مسیر تاریخ را عوض کرده است؛ و جنگ بدر چنین جنگی بود. یک خصوصیت بدر این است که این هفتاد نفر که کشته شدند، بیشتر همین خرطومدارها بودند، یعنی سران قریش بودند، همینها که به تعبیر قرآن دماغشان دیگر دماغ نبود، خرطوم فیل بود. و همین بود که پشت کفار قریش را شکست. کسی مانند ابوجهل در همین جنگ کشته شد، عتبة بن ربیعه در همین جنگ کشته شد، شیبة بن ربیعه در همین جنگ کشته شد، ولید بن عتبه در همین جنگ کشته شد. خلاصه خرطوم قریش در اینجا داغ شد یا [داغ] زده شد.
پاسخ به یک شبهه مستشرقین
حال اینجا یک نکته تاریخی هست و آن این است: عدهای از مستشرقین (و بیشتر، از مستشرقین یهودی شروع شده است؛ شاید اول کسی که این حرف را گفته گُلدزیهر بوده و بعد نولدکه و امثال او) گفتهاند که پیغمبر- العیاذ باللَّه- در مکه یک شخصیت داشت و در مدینه یک شخصیت دیگر شد و بکلی روش خودش را عوض کرد. در مکه در چهره مسیح بود و مانند مسیح فقط دعوت میکرد، حرف محبتآمیز میزد (و ناچار باید بگویند مانند مسیح میگفت اگر به طرف راست صورتت سیلی زدند طرف چپ آن را بیاور، کار خدا را به خدا واگذار و کار قیصر را به قیصر)، راهش همانند راه مسیح بود و لهذا در مکه میبینید که پیغمبر اجازه جنگیدن و جهاد نداد، اصحابش را اینهمه معذب میکردند و هیچ اجازه نمیداد که دفاع کنند، به اصحابش اجازه داد هجرت کنند و به حبشه بروند. به مدینه که میآید یک گردش صد و هشتاد درجهای میکند، به شکل یک امپراطور و یک فرد مقتدر درمیآید، فرمان جهاد میدهد، دیگر آن روش گذشته خودش را بکلی کنار میگذارد.
این یک دروغ محض است و اگر یک وقتی مقتضی باشد ادلّه دروغ بودنش را از هر جهت میگویم که پیغمبر اکرم نه در مکه مسیح محض بود، مسیحی که آنها میشناسند، و نه در مدینه روشش روش امپراطور بود آنطور که آنها تصور کردهاند.