مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١٥ - افسانه ای درباره اختلاف زبانها
میشود آن را یاد گرفت. مسأله اختلاف زبانها را در این مجله طرح کرده بود. از اینجا شروع کرده بود که در کتاب مقدس تورات چنین آمده است که این اختلاف زبانها یک عقوبت الهی است.
یک افسانه عجیبی در تورات هست. (این نکته خیلی آموزنده است.) اتفاقاً عجیب این است که در بعضی از کتابهای ما این مطالب آمده است، درصورتی که قصه از تاریخ تورات است. یهودیها یک چیزی را به نام «تبلبل السنه» در دنیا رایج کردند و آن این است که گفتند: انسان اوّلی که روی زمین بود یک زبان بیشتر نداشت. برجی بود به نام برج بابِل، مردم در پای برج بابل نشسته بودند و میخواستند فلان تصمیم را بگیرند و چنین و چنان بکنند؛ این برج که چنین بزرگ و عظیم بود (میدانید در افسانهها وقتی بخواهند چیزی را بزرگ کنند خیلی بزرگ میکنند) ناگهان زلزلهای شد و خراب شد. مردم آنچنان دهشتزده و وحشت زده شدند که به بِلبِل افتادند، یعنی زبانهایشان را فراموش کردند. هر یک بهگونهای بِلبِل کردند. از اینجا اختلاف زبانها پیدا شد. پس تعدد و اختلاف زبان نتیجه یک عذاب الهی بوده است؛ در اثر یک عصیان که بشر کرد اختلاف [زبان پیدا شد] و الّا مردمْ اوّل در بهشتِ وحدت زبان بودند، بعد در اثر یک عصیانی که مرتکب شدند دچار عذاب اختلاف زبان شدند که هنوز دارند رنج این اختلاف زبان را میکشند.
الآن شاید بیشترین نیروهای فکری افراد بشر صرف یادگرفتن زبانها میشود. ما زبان اصلیمان یک چیز است، قوم دیگر چیز دیگر و ... ما میخواهیم از کتابهایی که به زبان خارجی نوشته میشود آگاه باشیم، آنها میخواهند از کتابهایی که به زبان ماست آگاه شوند، ناچار باید زبان یاد بگیریم و یک مصیبتی است در دنیا و نتیجه عصیان. این را از آنجا نقل کرده بود.
بعد نوشته بود که قرآن هم همین مطلب را تأیید کرده است، برای اینکه اولًا در بسیاری از آیات خود، تورات را تأیید کرده و کتاب آسمانی دانسته است، و ثانیاً آیاتی از قرآن بر این مطلب دلالت دارد؛ و هر چه آیه در قرآن لفظ «لسان» مثلًا در آن بوده، همینطور آورده و ترجمه کرده بود به عنوان تأییدی از قرآن برای این موضوع. من خواندم، دیدم به قدری مقاله بدی است که حد ندارد.
اتفاقاً جایی که باید نتیجه خلاف گرفت همینجاست. یکی از ادلّه اینکه قرآن اصالت دارد این است که برداشتهایش در مسائل با تورات مختلف است. یکی از