مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨٠ - تفسیر سوره تحریم (٣)
خلاف کردند شما مسؤول هستید. بعد از آن، آیهای بود که اهل ایمان را به توبه نصوح، توبه بسیار خالص و غیرقابل بازگشت امر میکرد.
آیه بعدی این است: یا ایهَا النَّبِی جاهِدِ الْکفّارَ وَ الْمُنافِقینَ وَ اغْلُظْ عَلَیهِمْ. این آیه در یک خصوصیت، مختصّ به خود و منحصر به خود است و آن این است که آیهای است مربوط به جهاد با منافقین. آیات مربوط به جهاد، در غیر این آیه یا تحت عنوان کفار است و یا تحت عنوان مشرکین و یا به نحوی تحت عنوان اهل کتاب است. اینگونه آیات در قرآن داریم: با مشرکین بجنگ و جهاد کن، با کفّار- که یک معنی اعمّی دارد و شاید غالباً در مورد همان مشرکین به کار میرود- جهاد کن. در مورد اهل کتاب هم آیهای در سوره توبه هست. ولی در این سوره آیهای است که حتی سبب سؤال مفسرین شده است که مقصود چیست، چون چیزی است که به ظاهر با سیره پیغمبر موافق نیست. آیه این است: ای پیامبر با کفار بجنگ، و با منافقین هم؛ یعنی در اینجا مخاطب تنها کفار نیستند بلکه منافقین هم در اینجا ضمیمه شدهاند: با منافقین هم بجنگ. این با اینکه نصّ آیه قرآن است، با سیره پیامبر جور درنمیآید؛ یعنی پیغمبر اکرم با منافقین زمان خودشان هرگز نجنگیدند. آیه میفرماید: ای پیامبر با کفار و با منافقین بجنگ، در صورتی که سیره پیغمبر این نبوده است که با منافقین بجنگند، پس چطور میشود این را توجیه کرد؟
بعضی از مفسرین در کلمه «جاهِدْ» تصرف کردند، گفتند: «جاهد» یعنی کوشش کن برای خنثیکردن فعالیت اینها؛ مبارزه کن و مبارزه معنی اعمی دارد؛ مبارزه فکری، مبارزه قلمی، مبارزه زبانی، همه اینها مبارزه است و پیغمبر در زمان خودش با منافقین نبرد به اصطلاح تبلیغاتی، نبرد فکری و نبرد روانی داشت، نبرد شمشیری نداشت. پس به نظر این گروه از مفسرین، جهاد در اینجا به معنای نبرد کردن است و یک معنی اعم مراد است.
اما این مطلبی است که تا نوعی تصرف در ظاهر کلمه نشود نمیتوان به آن قائل شد. در آیات دیگر قرآن هر جا جهاد آمده، درست است که تنها به معنای مقاتله نیست و اعم است، اما شامل مقاتله هم میشود؛ یعنی ما قبول میکنیم که جهاد در قرآن هر جا آمده، اختصاص به نبرد در میدان جنگ ندارد، شامل مطلق مبارزهها میشود، اما فردی که قطعاً شامل میشود همان نبرد در میدان جنگ است و نمیشود گفت شامل اقسام دیگر میشود و شامل این قسم نمیشود.