مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦٩ - مقصود از « سنگ »
حاضر مییابند؛ خود اعمالشان را حاضر میبینند؛ با نفس اعمال خودشان روبرو میشوند نه با چیز دیگر.«یوْمَ تَجِدُ کلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَیرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَینَها و بَینَهُ امَداً بَعیداً» [١] روزی که هر نفسی هر عمل خیر خودش را در آنجا حاضر و آماده میبیند و هر عمل شر خودش را. درباره عمل شر میگوید ولی در آنجا انسان آرزو دارد که بین او و عمل شرش فاصله ایجاد شود، از آن فاصله بگیرد، ولی فاصله گرفتنی نیست، جزء وجودش است، از او جدا نمیشود.
حال، اینکه قرآن میگوید که در این جهان [خود و خاندانتان را] از آن آتشی که [آتشگیرهاش انسان و سنگ است حفظ کنید] نه خیال کنید یک آتش افروختهای از بیرون [بر انسان وارد میشود؛] زغالسنگ آوردهاند، کنده و هیزم آوردهاند (مثل نمرود که میخواست ابراهیم علیه السلام را بسوزاند)، اول یک دنیایی از آتش به وجود آوردهاند، آن وقت انسانها را میاندازند در آتشهایی که بیگانه از وجود آنها هستند تا اینها را بسوزاند. اگر چنین چیزی بود خدا هیچوقت انسان را نمیسوزاند؛ بلکه آتشهایی که آن آتشها هم خود شما هستید و ماده قابل احتراق همین خود شما هستید نه چیز دیگر. کما اینکه بهشت هم همینطور است؛ در بهشت هم هیچ چیز را از بیرون نمیآورند، نه حورش، نه قصورش، نه درختهایش، نه آبهایش، نه شیرهایش و نه هر چیز دیگر؛ پیغمبر فرمود همه اینها همان تجسمیافته اعمال خود شما هستند. در این زمینه اینقدر ما آیه و حدیث داریم و اینقدر شواهد و قرائن داریم که اگر بخواهیم در اطراف همین موضوع بالخصوص صحبت کنیم شاید دو سه جلسه باید صحبت کنیم.
این معنای «وَقود» که انسانها در آنجا وقودند؛ یعنی خیال نکنید آتشی از بیرون میآورند. وقتی که انسان خودش وقود باشد، این آتش میشود چارهناپذیر.
مقصود از « سنگ »
نکته دیگر این است که قرآن فرموده است: «آتشی که وقودش انسانها هستند و سنگ». مقصود از سنگ چیست؟ بعضی از مفسرین به صورت احتمال گفتهاند شاید مقصود این بتهایی است که مسجود مردم قرار میگیرند، معبودها که اغلب سنگی
[١]. آلعمران/ ٣٠.