مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠٩ - نکته ای درباره توکل
را جزء فنون بدیعیه میشمارند و نامش «تضمین» است. تضمین معنایش این است که کلمهای ذکر میشود وبعد متعلَّقی برای این کلمه ذکر میشود که متعلَّق این کلمه نیست، متعلَّق کلمه دیگری است، و معنای آن کلمه دیگر را در این کلمه اشراب و تضمین میکنند، میگنجانند، مثل اینکه در تقدیر وجود داشته باشد. مثلًا ما میگوییم: سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَه. در همین جمله تضمین وجود دارد. «سَمِعَ» یعنی شنید، که در مورد خدا دیگر زمان ندارد، شنید و میشنود یک معنا دارد. خدا میشنود. این کلمه اینجا تمام است. خدا میشنود از برای کسی که او را سپاس بگوید. میشنود با «از برای» یعنی این فعل با آن متعلَّق اگر چیزی در بین نباشد نمیچسبد، ولی وقتی که میخواهد بگوید: میشنود و اجابت میکند، این «اجابت میکند» در ضمن است.
خدا میشنود و استجابت میکند (میشنود در حالی که استجابتکننده است) مر کسانی را که او را سپاس میگویند. اینجا در مفهوم «سَمِعَ»، «سَمیعٌ مُجیبٌ» افتاده است، «سَمِعَ وَ اجابَ». ایندو با همدیگر با یک کلمه بیان شده است. کلمه «تقوا» هم همینطور است. خود تقوا یک کلمه است، اگر آن را با «اللَّه» یا «مناللَّه» بیاوریم (مانند تَقْوَی اللَّه) کلمه دیگری در آن گنجانده شده است و مثلًا معنی «خائِفاً مِنَ اللَّهِ» میدهد؛ یک چنین چیزی.
نکته ای درباره توکل
در کلمه «توکل» هم همینگونه است. این نکته را تا به حال ندیدهام کسی ذکر کرده باشد؛ به نظر اینجور میآید: توکل از ماده «وَکلَ» است که وکالت هم از همین باب است. «وَکلَ» یعنی واگذار کرد. توکیل که به اصطلاح علم صَرف باب تفعیل «وَکلَ» است، یعنی وکیل گرفتن. وکیل یعنی کسی که انسان کار را به او واگذار کرده است، توکیل یعنی وکیل انتخاب کردن. علیالقاعده باید به جای «تَوَکلَ عَلَی اللَّهِ»، «وَکلَ اللَّهَ» باشد، یعنی هر کسی که خدا را وکیل و کارگزار کار خودش قرار بدهد، و حال آنکه توکل معنایش قبول واگذاری است، یعنی متعهدشدن و قبول کردن. علیالقاعده اینجور است که موکل ما هستیم، متوکل خداست، نه اینکه متوکل ما باشیم، چون ما که کار خدا را به عهده نگرفتهایم؛ متوکل یعنی کسی که کار را به عهده میگیرد، و خداست که بناست کار ما را به عهده بگیرد. پس چطور است که در همه جای قرآن کلمه «توکل» به کاربرده شده است؟ بعلاوه کلمه «توکل» با «عَلی» چه ارتباطی