مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧٩ - عمومیت اذن الهی
کار اذن تلقی نمیشود. فرض کنید گزندهای میخواهد کاری بکند و انسان با اینکه میتواند جلوی او را بگیرد جلوی او را نگیرد. این معنایش این نیست که من به این حیوان اذن دادم، چون معنای اذن، اعلام است. «مأذون» باید دارای درجهای از شعور باشد که بداند در کارش نیازمند به اذن شماست و منتظر اعلام شما باشد و بعد از اعلام، آن کار را انجام دهد درحالی که حیوان چنین نیست و لهذا اذن فقط در مورد انسانها صادق است. [مطلبی که گفتیم در جایی است که اذندهنده انسان باشد.]
ولی قرآن کلمه اذن را در مورد همه موجودات به کار برده است: در مورد انسان، در مورد حیوان، در مورد نباتات و حتی در مورد جمادات. این به چه جهت است؟ کأ نّه در تعبیر قرآن مطلب از این قرار است که همه موجودات در برابر خداوند به منزله عبید و بندگانی در مقابل مولایی هستند. همچنان که عبید و بندگان در کارهای خود نیازمند به اعلام رخصت مولا هستند، همه اشیاء در کارهای خودشان نیازمند به اعلام رخصت [از طرف خداوند] هستند. اشیاء که [به ظاهر] غیرشاعر هستند، در درون خودشان نسبت به خدای خود نوعی شعور و ادراک دارند. خداوند متعال برای این که بفهماند همه موجودات از نوعی شعور و ادراک و از یک رابطه شعوری با خدای خودشان برخوردار هستند، کلمه «اذن» را به کار میبرد:«ما أصابَ مِنْ مُصیبَةٍ إلّابِإذْنِ اللَّهِ». «وَ مَنْ یؤْمِنْ بِاللَّهِ یهْدِ قَلْبَهُ». برخی از افرادی که چهار کلمه با علوم آشنایی پیدا میکنند و بعد در زندگی عملی عوامالناس مذهبی مطالعه میکنند، منطق خودشان را یک منطق برتر و بالاتر تصور میکنند و فکر میکنند آنها چیزهایی را کشف کرده و میدانند که این آدم عامی نمیداند، درصورتی که ایمان، رسیدن به یک منطق برتری است که چندین درجه مافوق این منطقهایی است که ما اسم آنها را «علمی» گذاشتهایم. این که انسان بتواند همین مطلب را در نظام عالم درک کند که همه اشیاء در تأثیرات خود یک رابطه اذن و مأذونی با خدای خود دارند و اگر سببی کار خودش را کرد و مانع ایجاد نشد، این مانع ایجاد نشدن مبنی بر مصلحتی است، [کار هر کسی نیست.] یک خداشناسی عمیق، یک توحید در ذات و توحید در فاعلیتی لازم است که انسان داشته باشد تا به این حقیقت راه پیدا کند. لهذا بعد فرموده است:
«وَ مَنْ یؤْمِنْ بِاللَّهِ یهْدِ قَلْبَهُ». آنکه به خدا ایمان بیاورد، خدا قلب او را هدایت میکند،