مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٧ - ترجمه آیات
اینها بکلی از بین میروند و مضمحل میشوند، راه نفاق را پیمودند. آیه قرآن این است که ذلِک بِانَّهُمْ امَنوا ثُمَّ کفَروا این به این موجب است که اینها ایمان آوردند و سپس کافر شدند. مفسرین در اینجا اختلاف کردهاند که آیا مقصود این است که اینها اول واقعاً ایمان آوردند بعد مخالف شدند یا مقصود از این «بعد» بعد زمانی نیست و «ایمان آوردند» یعنی اسلام آوردند، اظهار اسلام کردند اما در باطن کافر بودند.
ظاهراً اوّلی مقصود است. اینها ابتدا گرایش پیدا کردند ولی بعد کفر و عناد ورزیدند و کفر بعد از ایمان اثرش بر قلب انسان این است که قلب انسان را کور میکند: فَطُبِعَ عَلی قُلوبِهِمْ پس بر دلهای اینها مهر زده شد و اینها دیگر نمیفهمند که چه میکنند، مثل آدمهای عقدهدار که وقتی آدم عقده یک کاری را داشته باشد این عقده او را چنان به یک کاری میکشاند که خودش هم نمیفهمد که اصلًا چه میکند، حالت یک آدم مصروع را پیدا میکند.
وَ اذا رَایتَهُمْ تُعْجِبُک اجْسامُهُمْ وَ انْ یقولوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ کانَّهُمْ خُشُبٌ مُسَنَّدَةٌ یحْسَبونَ کلَّ صَیحَةٍ عَلَیهِمْ. قرآن میگوید وقتی اینها را میبینی این اندامها و جسمهای اینها تو را به عَجَب میآورد، یعنی خیلی ظاهرهای خوبی دارند. سخنشان هم خیلی خوب است. این قدر ظاهر خوبی دارند و خوب حرف میزنند که جالب است. ظاهر و دیدنشان به گونهای است که آدم میخواهد تماشاشان کند، حرفهاشان هم به گونهای است که آدم میخواهد گوش کند. اما وقتی که دقت کنی میبینی که اینها روح ندارند: کانَّهُمْ خُشُبٌ مُسَنَّدَةٌ مثل چوبهای خیلی قشنگ هستند، چوب بی روح، جمادی که آن را به دیوار تکیه داده باشند؛ روح و باطن ندارند. جملهای است که میگویند: «الْخائِنُ خائِفٌ» خائن خائف است. [اینها نیز هر صدایی را به زیان خود میپندارند: یحْسَبونَ کلَّ صَیحَةٍ عَلَیهِمْ.] [١]
[١]. [آخر نوار چند ثانیهای ناقص است.]