مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٠ - سرّ خاموش نشدن نور خدا
مواجهه] حق صریح با باطل صریح، باطل فوراً از بین میرود. این منطق قرآن است که حق، باقیماندنی و باطل از بینرفتنی است. اگر میبینید حقی خودش را ضعیف میبیند در خود تجدید نظری کند، عیبهای خود را رفع کند، آنوقت میفهمد که نیرو دارد یا نیرو ندارد.
قرآن مثال میزند به آب باران و به کفی که روی آب را میگیرد. در سوره رعد میفرماید:«انْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسالَتْ اوْدِیةٌ بِقَدَرِها فَاحْتَمَلَ السَّیلُ زَبَداً رابیاً ... فَامَّا الزَّبَدُ فَیذْهَبُ جُفاءً وَ امّا ما ینْفَعُ النّاسَ فَیمْکثُ فِی الْارْضِ». کف زود از بین میرود، پوچ و نابود میشود و آب باقی میماند، چرا؟ آب چون نافع است و وجودش در نظام عالم خیر است باقی میماند.«کذلِک یضْرِبُ اللَّهُ الْحَقَّ وَ الْباطِلَ» [١] مثَل حق و باطل هم همین است. باطل مثل کف است، امر پوچی است که به طفیل حق پیدا میشود و زود هم از بین میرود، حق باقیماندنی است.
چرا خدا نور خودش را باقی نگه میدارد؟ حتی اگر آیه بعد از این هم نبود، آیه سوره رعد این آیه را تفسیر میکرد: چون حق است باقی میماند. ولی در اینجا آیه بعد، خودش خوب این را بیان میکند که این که ما میگوییم خدا نگه میدارد، اینطور خیال نکنید که همیشه خدا به زور نگه میدارد؛ بلکه چون حق و حقیقت است، اراده الهی به این تعلق گرفته که حق و حقیقت باقی باشد.
پیغمبر فرمود: قرآن و اسلام جاری میشود مثل جریان ماه و خورشید؛ یعنی همانطور که ماه و خورشید هر روزی و هر ساعتی به منطقهای میتابد، اسلام هم به منطقهای میتابد. اینطور نیست که قول داده باشند همیشه اسلام مثلًا باید در سرزمین ایران باشد، همیشه در سرزمین عراق و یا مصر باشد؛ این خود مردم هستند که باید آن را حفظ کنند. اگر مردم کفران نعمت کنند اسلام از اینجا میرود؛ ولی از دنیا نمیرود، از دنیا نخواهد رفت و زمان خواهد گذشت تا بالأخره روزی همه دنیا این حقیقت را بپذیرد. چون حقیقت است و دنیا رو به تکامل میرود، در نهایت همه دنیا این حقیقت را خواهد پذیرفت.
پس بعد از اینکه میفرماید:«یریدونَ لِیطْفِئوا نورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نورِهِ وَ لَوْ کرِهَ الْکافِرونَ» میفرماید:«هُوَ الَّذی ارْسَلَ رَسولَهُ بِالْهُدی وَ دینِ الْحَقِّ لِیظْهِرَهُ عَلَی الدّینِ
[١]. رعد/ ١٧.