مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٧ - دروغ بستن به خداوند
است ولی روزه را باطل نمیکند) ولی اگر انسان به خدا و رسول دروغ ببندد، روزهاش باطل است. مثلًا اگر انسان در بیان یک مسأله شرعی [عمداً] برخلاف حقیقت بگوید که حکم خدا این است، اصلًا روزه باطل است. این نشان میدهد این دروغ با دروغهای دیگر چقدر تفاوت دارد. باز دروغ بستن به خدا هم همه مانند یکدیگر نیست. یک وقت کسی دروغ به خدا میبندد و مثلًا در مورد مسألهای از مسائلی که در رسالهها داریم میگوید: حکم اللَّه این است، در صورتی که حکم اللَّه این نیست. از این بالاتر این است که کسی بیاید ادعا کند که من پیغمبر خدا هستم.
این دروغ بستن به خداست ولی خیلی بالاتر از آن قبلی است. این فرد دارد ادعا میکند که خدا من را به پیغمبری مبعوث کرده است؛ دیگر ظلمی از این بالاتر نیست.
و در ردیف این ظلم این است که انسان افترای منفی به خدا ببندد؛ یعنی کسی را که خدا فرستاده است بگوید او را خدا نفرستاده است. این هم باز دروغ بستن به خداست. یک وقت خدا کسی را نفرستاده است و او به دروغ میگوید خدا من را فرستاده است و یک وقت خدا کسی را فرستاده است و فردی میگوید: نه، من میفهمم، من اطلاع و خبر دارم که خدا هیچکس را نفرستاده است. این هم در ردیف آن است؛ یعنی تکذیب انبیای حقیقی و واقعی، چیزی در ردیف ادعای پیغمبری کردن است و اینقدر این ظلم فاحش است.
در این آیه همین قسمت اخیر ذکر شده است:«وَ مَنْ أظْلَمُ مِمَّنِ افْتَری عَلَی اللَّهِ الْکذِبَ» چه کسی ستمگرتر است از آن که به خدا دروغ میبندد؟ در اینجا بحث در مورد کسانی است که پیغمبر راستین را تکذیب کردهاند نه کسانی که ادعای پیغمبری کردهاند، چون بعد میفرماید:«وَ هوَ یدْعی إلَی الْاسْلامِ» در حالی که خود او به سوی اسلام دعوت میشود. آدمی که اسلام را شناخته است، آدمی که بر اساس بشارتهای گذشته و بر اساس آیات و بینات و معجزات میداند که این شخص، پیغمبر خدا و از طرف خداست و معذلک خودش را به نادانی میزند و میگوید: نه، دروغ است، این شخص پیغمبر نیست؛ به این وسیله با تکذیب پیغمبر به خدا دروغ میبندد.«وَاللَّهُ لا یهْدِی الْقَوْمَ الظّالِمینَ» خدا مردم ستمکار را هرگز هدایت نمیکند تا چه رسد به این بزرگستمکاران، که «اظلم» هستند، ظالمترین ظالمان عالم هستند.