مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣١ - شروط بیعت زنان
دزدی نمیشمارند، یعنی دزدی از مال شوهر. از جمله زنانی که آمده بود، هند زن ابوسفیان و مادر معاویه بود [١]. وقتی که حضرت رسول این جمله را خواندند: «وَ لا یسْرِقْنَ» بیعت کنند زنان به شرط اینکه سرقت نکنند، گفت یا رسولَاللَّه! شوهرم ابوسفیان مرد خسیسی است؛ من چارهای ندارم، اگر بخواهم [این کار را نکنم] باید از خرج زندگیام بزنم. آنچه او میدهد با آن، زندگی اداره نمیشود، آیا میتوانم [این کار را بکنم] یا نه؟ در صورتی که او خودش بر ابوسفیان مسلط بود و ابوسفیان بدون اجازه او کاری نمیتوانست بکند.
«وَ لا یزْنینَ» بیعت کنند به شرط اینکه زناکاری نکنند. هند گفت: یا رسولَاللَّه! یک زن شوهردار که زنا کردن در باره او معنی ندارد! عمر نشسته بود، قاه قاه خندید و خندید به طوری که به پشت افتاد. گفت معنای این خنده این بود که آخر من خودم در جاهلیت با تو حساب داشتم در حالی که شوهردار بودی.
«وَ لا یقْتُلْنَ اوْلادَهُنَ» بچههای خود را نکشند. مخصوصاً تصریح کردهاند که ولو به نحو سقط.
- اولاد را مادر نمیکشد.
اولاد وقتی که بزرگ شود اغلب او را پدر میکشد، والّا بچه همینقدر که به دنیا آمد دیگر بسیار بعید است که مادر او را بکشد (البته باز هم اتفاق میافتد). در جاهلیت هم پدرها بودند که میکشتند، چون مسؤول انفاق بودند و بعلاوه عارشان میآمد
[١]. هند زن عجیبی است، خیلی زن زبانداری است و زن خبیثهای هم هست و این همان کسی است کهدر احد با یک عده زنهایی شرکت کرده بود و اینها مردان کافر را تشجیع میکردند در جنگیدن. یک اشعار تصنیف مانندی هم بود که آن تصنیفها را میخواندند و کف میزدند و دف میزدند:
نحن بناتُ طارق | نمشی علی النمارق | |
ان تُقبلوا نعانق | أو تُدبروا نفارق | |