مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٦ - فلسفه حرمت ازدواج دائم مرد مسلمان با زن اهل کتاب
نیست، آن اصلی که با آن زندگی میکند، با یک شخصیتی، با یک زنی زندگی کند که- العیاذباللَّه- اصلًا قرآن را قبول ندارد، پیغمبر را قبول ندارد و او را- العیاذباللَّه- مرد کذّابی میداند؛ بخواهد یک زندگی مشترک با چنین زنی تشکیل بدهد. این عملًا نشدنی است؛ یا آن زن باید برگردد به این طرف، یا اگر او برنگردد این میرود به آن طرف. بعد تکلیف بچههایی که پیدا میشوند چه میشود؟ آن زن بالأخره به یک اصل دیگری معتقد است. آن زن هم خیر بچه خودش را میخواهد یا لااقل دلش میخواهد آن بچه مطابق روح او تربیت شود و این مرد میخواهد این بچه مطابق روح او تربیت شود. مرد چکار میکند؟ یا اصلًا بیتفاوت میماند؛ بچه از آن طرف میرود؛ [و یا بیتفاوت نمیماند.] اگر فرض کنیم مرد جدی باشد زن هم جدی باشد، آن بچه بدبخت یکی از بدترین بچهها خواهد شد؛ دو تربیت متناقض دائماً وارد روح این بچه میشود؛ پدر میگوید اینجور، مادر میگوید نه، دروغ میگوید، اینجور نیست، اینجور است؛ مادر میگوید اینجور، پدر میگوید نه، اینجور است.
این، حرف درستی نیست؛ و بعلاوه تاریخ نشان داده است [١] که ازدواجهای مسلمانها با زنهای کتابیه- چون اهل تسنن جایز میدانستند- عواقب وخیم برای جامعه اسلامی بهوجود آورده، خصوصاً که این قضایا اغلب در میان طبقات متعین (امرا، خلفا، فرماندهان سپاهها) یعنی مردمی که نبض جامعه در دست آنهاست رخ میدهد. زن در وجود مرد اثر فوقالعاده میگذارد و اتفاقاً زنها در مردهایی که دارای فکر بلندتر و احساسات بیشتر هستند بیشتر مؤثرند تا در مردهای مثلًا دهاتی و امثال آن.
یک حدیثی پیغمبر اکرم دارند که این حدیث به قولی در حد اعجاز است: «انَّهُنَّ یغْلِبْنَ الْعاقِلَ وَ یغْلِبُهُنَّ الْجاهِلُ» زنان بر عاقلان غلبه میکنند و جاهلان بر زنان غلبه میکنند. جاهل یک آدمی است که جز خشونت سرش نمیشود ولی آن که دلی و فکری و احساسی دارد بیشتر مغلوب قرار میگیرد.
آنوقت میبینید یک مملکت در اختیار یک خلیفه قرار میگیرد ولی آن خلیفه روحش در دست یک زن مسیحی یا یهودی است. آن زن بعد عملًا در سرنوشت
[١]. این از آن چیزهایی بوده که من دلم میخواست دنبال آن بگردم، ولی خیلی تتبع میخواهد.