مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٧ - اللَّه، اسم خاص پروردگار
که عرض کردم، یعنی یک صفت که قائم به ذات پروردگار است، و الّا کسی آنجا اسمگذاری نکرده؛ ولهذا اسمهای پروردگار همه اسمهای عام و کلی است که احیاناً در مورد غیر پروردگار هم این اسمها یا بعضی از این اسمها استعمال میشود ولی در یک دایره خیلی محدود. مثلًا ما به پروردگار میگوییم «عالم»، به غیر پروردگار هم میگوییم عالم. گو اینکه علم او به معنای علم غیرمتناهی است و علم غیر پروردگار هرچه باشد بالأخره متناهی و محدود است، ولی گفته میشود. اما بعد عرض میکنیم که بعضی از صفات است که در باره غیر پروردگار گفته نمیشود. در میان اسماء، یک اسم است که گذشته از اینکه خاصیت معنی خودش را در مورد پروردگار دارد، عَلَم هم هست، یعنی اسم خاص است و جنبه نامگذاری هم در آن هست، و آن اسم «اللَّه» است. ولی «اللَّه» اسم شخصی و فردی است. «اللَّه» یعنی ذات مستجمع جمیع کمالات. هر اسمی از اسمهای دیگر یک شأن از شؤون پروردگار را بیان میکند. «عالِم» وقتی که میگوییم، آن شأن را میگوید که بر همه چیز آگاه است. «قادر» وقتی که میگوییم، آن شأن را میگوید که بر همه چیز تواناست. «مرید» اگر میگوییم، آن شأن را میگوید که هر کاری از او به حسب اراده و خواست و اختیار صادر میشود نه به جبر و نه به طبع. «حی» اگر میگوییم یعنی حقیقتی است زنده نه حقیقتی است مرده. همینطور سمیع، بصیر و ... اما وقتی میگوییم «اللَّه» یعنی ذاتی که جمیع کمالات در او جمع است. حافظ میگوید:
شرح مجموعه گل مرغ سحر داند و بس | که نه هر کو ورقی خواند معانی دانست | |